کد خبر: 92

تاریخ خبر:

بالاخره پس از مدتها انتظار، با انجام تدابیر بی‌نظیر برای اولین بار در جهان یک الگوی فوق پیشرفته دموکراسی مورد اکتشاف قرار گرفت و از آنجا که همیشه دانشگاه س و ب در اولویت دریافت بهترین‌ امکانات قرار دارد

ریاست دانشگاه سیستان و بلوچستان در سبد انتخاباتی

به گزارش « زاهدان نیوز» ، بالاخره پس از مدتها انتظار، با انجام تدابیر بی نظیر برای اولین بار در جهان یک الگوی فوق پیشرفته دموکراسی مورد اکتشاف قرار گرفت و از آنجا که همیشه دانشگاه س و ب در اولویت دریافت بهترین امکانات قرار دارد (البته به استثنای شمار اندکی از اقلامِ نه چندان مهمی مثل شبکه گازرسانی! ) ؛ مقرر شد تا این قلم جنس اوریجینال نیز بصورت داغ داغ (قبل از اینکه خدای ناکرده بیات شود) به صورت ضربتی و با سرعتی فوق باور در سبد کالای دانشگاه س و ب قرار گیرد تا همگان انگشت حیرت به دهان گرفته و آرزو کنند که ای کاش رئیس این دانشگاه بودند و از این مواهب بی نظیر بهره مند می شدند. از همین روست که با پیش بینی این آرزوی بزرگ، از قبل تدابیری اندیشیده شده تا متقاضیان از اقصی نقاط کشور بتوانند در لیست ویژه نامزدهای ریاست این دانشگاه نام نویسی نمایند. ناگفته نماند که موهبت نامنویسی در این مرحله، ظاهراً تنها شامل حال برخی از دوستان عزیزتر از جان شده است. یعنی همان دوستانی که دارای انگیزه خدمت فوق مضاعف بوده و شدیداً نگران مشکلات این دانشگاه هستند. گویا این دوستان مشتاقانه در پی رفع نواقصی هستند که لابد اساتید این دانشگاه یا از وجود آنها بی خبرند یا امید نمی رود به این زودی ها فرمولی برای رفع آنها بیابند! البته جای امیداست که با این روال، روزی کار به فراخوان بین المللی هم برسد!

آغاز ماجرا

ناقلان اخبار و طوطیان شکّرشکن گفتار حکایت می کنند که در واپسین لحظات یک روز پنجشنبه زیبای زمستاتی (مصادف با هشتم اسفنماه ۱۳۹۲) مژده فرحبخش و امیدساز دیدار نمایندگان وزارت علوم در قالب یک پیامک بر صفحه موبایل اساتید محترم دانشگاه س و ب ظاهر می شود تا فردا صبح علیلطلوع الطلوع در تالار امام رضا (ع) شرف حضور یابند. البته در این پیامک فقط به" تبادل نظر در مورد نامزدهای مدیریت دانشگاه" بسنده گردیده بود. خوب محتوای این پیام در جای خود مملو از تدبیر بوده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:

۱- امکان غافلگیری و سورپرایز کردن عزیزان محفوظ بماند؛ تا در جلسه فردا بتوان جمعه ای شادتر را رقم زد.

۲- همگان فقط لوازم تبادل نظر را به همراه داشته باشند و نه برخی لوازم خاص رأی گیری مانند آن خودکارهای مسئله دار که معرف حضورتان هست! و گرنه بعد بیا و معرکه را جمع کن… ! اصولاً چون آقایان جداً با این حاشیه سازی ها مخالفند و فقط اهل عملند (لطفاً فکر بد نکنید) ؛ این نوع درایتِ واقعاً ستودنی را به کار گرفته اند که به حق جای دست مریزاد دارد.

۳- اگر نامی از انتخابات و رأی گیری برده شود؛ ممکن است برخی افراد خصوصاً عزیزانی که ممکن است احساساتی بوده و روحیه لطیفی داشته باشند؛ خدای ناکرده در اثر شادی مفرط و افزایش فشار خون و غیره دچار مشکلات خاصی گردند که گلاب به رویتان ذکر آن در اینجا پسندیده نیست. خوب احتمالاً در کارشناسی این بخش، تحقیقات مفصلی نیز با هماهنگی متخصصین بهداشت و سلامت صورت گرفته و لابد مراجعه این عزیزان به برنامه" دکتر سلام" نیز خالی از تأثیر نبوده است. به هر حال باید پذیرفت که پیش گیری بهتر از درمان است!

۴-… (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! )

القصه؛ در حالی که اساتید محترم در حال تجزیه و تحلیل این پیامک بودند ناگهان پیامک دیگری دریافت نمودند مبنی بر اینکه هدف از جلسه فردا رأی گیری جهت تعیین نامزدهای احتمالی (! ! ! ) برای تصدی مدیریت دانشگاه است. البته این امر هم به نوبه خود دارای دلایل مملو از تدبیر خاص خود است که برای عدم اطاله کلام فقط به اهمّ آنها اشاره می شود:

۱- پیشگیری از خطر شوکه شدن دوستان محترم در جلسه جمعه (۹ اسفند ۹۲) در اثر طرح بی مقدمه موضوع؛ چرا که بیان یکباره ماجرا در جلسه ممکن است باز موجبات بروز همان مشکلات بهداشتی و درمانی مربوط به حوزه سلامت را فراهم سازد. بعلاوه بروز این مشکلات در جلسه ممکن است بار مالی بر دانشگاه تحمیل کند؛ در حالی که وقوع این امر در منازل، کاملاً از این معضل مبرا بوده و هیچگونه تقصیری را هم متوجه هیچ مسئول بی گناهی نخواهد کرد.

۲- دوستان، فرصت کافی (! ) را برای تحقیق و تفحص برای انتخاب اصلح داشته باشند و راه بر بهانه جویی افراد کم سواد نیز بسته شود. خوب به قول معروف همین چند ساعت هم غنیمته و از این طریق، امکان تمرین تندکاری نیز بخوبی فراهم می گردد.

۳- درج قید" احتمالی" نیز در جای خود حکمتی دارد! این قید حکیمانه، همه مشکلات را پیشاپیش رفع نموده و مانع از ایجاد انتظارات بی جا در خصوص نتیجه انتخابات (! ) خواهد بود. به هر حال مبنای این ظرافت حکیمانه آن است که جنگ اول بهتر از صلح آخر است. به هر حال، احتمال اگر ۹۹ درصدی هم باشد باز احتمال است. طبق قوانین احتمال، گاه همان یک درصد کار خودش را می کند! ! !

۴- از آنجا که بحث، گفتگو و تبادل نظر، (آن هم در روزی که به فرمایش یکی از بزرگان، جز حسنیکسی به مکتب نمی رفت) ، حال و حوصله می خواهد؛ مسئولین محترم، صرفاً برای رعایت حال همکاران عزیز، ایشان را از زحمت بحث و تبادل نظر رهایی بخشیده و در عوض، تنها یک رأی گیری سریع و راحت را در برنامه قرار داده اند. خصوصاً اینکه حداقل خود مجریان محترم بهتر از هرگسی می دانستند که این بحث های خسته کننده ربط خاصی نیز به نتایج نداشته و بهتر آنست که عزیزان رأی دهنده پس از رأی دادن وقت شریفشان را صرف دعا و مناجات نمایند تا قوانین احتمالات به مدد نیروهای غیبی، آرزوها را جامه تحقق بپوشانند (هر چند آرزوهای محال، ذاتاً محال اند و از همین رو بحث و گفتگو و حتی شاید دعا هم تأثیری بر تحقق آن‎ ها نداشته باشد. بر این اساس نتیجه می شود که صرفاً برای ایجاد طیب خاطر همگانی بوده که این کلمات قصار در پیامک دوم گنجانده شده است) .

اولین معمای این داستان که هنوز کسی موفق به رمزگشایی آن نشده، این است که چرا با وجود آنکه در هیچیک از این دو پیامک، به تعداد نامزدهایی که هر فرد باید به آنها رأی دهد کوچکترین اشاره ای نشده بود؛ چگونه بلافاصله پس از این دو پیامک، سیل پیامک های محتوی لیست کاندیداها از سوی محافل قدیمی یا جدیدالتأسیس که در هر انتخاباتی مانند قارچ روییده و پس از آن نیز ناپدید می شوند، سرازیر شد؟ جالب تر اینکه تمام لیست های پیشنهادی نیز تقریباً یکسان بوده که نوع جدیدی از رقابت سالم به شمار می آید که از لوازم این دموکراسی نوین است! در واقع، سؤال این است که این محافل چگونه تعداد دقیق نامزدهایی که باید به آنها رأی داد را کشف کرده بودند؟ آن هم در دوره ای که بحمدا. . باندبازی و رانت و غیره جای خود را به تدبیر و شفافیت و شایسته سالاری داده است!

به هر حال شبی پرالتهاب سپری شد و فردا روز در محل اجلاس، فیلم بسیار هنرمندانه ای به نمایش گذاشته شد کهصاحب نظران آن را حتی موفق تر از سریال طنز" پایتخت سه" تشخیص داده اند. لذا برای شادی و سرور همگانی خصوصاً عزیزان بزرگوار دانشگاهی، در آستانه نوروز ۹۳، توجه کلیه عزیزان به خلاصه چند پلان مهم و قابل توجه و تأمل آن به شرح زیر جلب می شود. ایجاد شادی و سرور فائقه، از پیش ضمانت می گردد:

پلان اول: از هر دری سخنی

حدود یک ساعت اول جلسه، صرف ستایش کارهای بزرگی شد که اعضای محترم هیأت علمی در جهت پیشرفت سریع (به فرموده رییس جلسه محترم: در محدوده اسپید لیمیت) خصوصاً در راستای زیباسازی (! ) دانشگاه س و ب با دستان خودشان (! ) انجام داده اند. همچنین ریاست محترم جلسه از اینکه این زیباسازی ها باعث شده اند تا دانشگاه به یک فوکال پوینت کلیدی در جهان تبدیل شود به طور وافی و کافی و مکرراً فرمودند: " تِشکّر" (آن هم فقط به کسر تا. در ضمن ربط بین این واژه ها نیازمند معارف ویژه و بعضاً گیج کننده ای است که برای رفع ابهام و سرگیجه، نگاهی به شکل شماره یک خالی از لطف نیست! ) .

بخش دیگر وقت نیز به عرض تبریکات فائقه به برخی دوستان عزیزتر از جان به جهت انتصابات اخیر اختصاص یافت. همچنین پیشاپیش از تحولات شگرفی که عنقریب در عرصه دانشگاه و استان و کشور و حتی عرصه جهانی در پی این انتصابات شایسته به وقوع خواهد پیوست؛ تشکرهای ویژه ای در کمال تواضع و فروتنی جان نثارانه (یاد برره بخیر! ) ابراز شد. بخش اصلی این پلان در جهت استفاده متناسب از وقت بود تا مبادا وقت اضافی باقی بماند و موجب سر رفتن حوصله حضار گردد یا خدای ناکرده به بهانه بحث و پرسش گری به هدر رود و خاطر عاطر حاضران را مکدر نماید. گرچه در ظاهر محتوای این بخش ربطی به دستور جلسه نداشت، اما متخصصین امور هنری اذعان نموده اند که هنر زائدالوصفی که در طراحی و اجرای این بخش به کار رفته بود به حق شایسته اخذ یک جایزه در حد اسکار به شمار می رود.

شکل شماره یک- تبلور فوکال پوینت کلیدی: بدون شرح و بدون ربط! (فقط برای طیب خاطر در آستانه نوروز دل افروز! )

دومین معما: کدامین فرایند است که باعث می شود تا استعدادها و توانمندی های بی نظیر برخی افراد (که حتی در طی ریاست های طویل المدت به اندازه سرسوزنی بر رؤسای محترم آشکار نگردیده و هرگز مورد بهره برداری قرار نگرفته) ؛ تنها اندک زمانی پس از انجام انتصابات شایسته این عزیزان به پست های کلیدی، بطور ناگهانی آشکار و مبرهن شود؟ !

پلان دوم: اعتراض درمانی

اعتراض و تقاضای بسیاری از حاضرین برای ارائه توضیح در مورد فرایند پرشتاب انتخابات، بی درنگ با برخورد قاطع و کوبنده فرستادگان محترم همراه با صراحتی مثال زدنی مواحه شد. به گونه ای که با کمال افتخار پاسخ دادند که شما هرگونه می خواهید تلقی کنید: دیکتاتور یا هرچیز دیگر! (عزیزان توجه داشته باشند که بحمدا. . در دموکراسی نوین این گونه کلمات، نحوست سابق را از دست داده و کاملاً تطهیر گردیده اند تا آنجا که مثلاً اصطلاح دلنشین کودتای رسانه ای نیز برای گسترش این دموکراسی از سوی برخی نوابغ، تجویز می گردد! البته هرگز غیر از این هم انتظار نمی رود؛ چرا که همخوانی و قرابت خاصی نیز با گزینه های روی میز برخی از مدعیان جهانی مورد علاقه و حامی این روشنفکران برجسته، یعنی همان گزینه ی توسل به زور برای پیاده نمودن دموکراسی دارد. بنابراین جا دارد تا فرهنگستان اصطلاح جدید" واژه شویی" را در کنار اصطلاح قدیمی" پول شویی" ثبت نماید. بی تردید هرگونه قصور فرهنگستان در این خصوص را فرهنگ عامیانه جبران خواهد نمود و به هرحال لغتی ماندگار برای این محصول پربار دموکراسی نوین، بر سر زبان ها خواهد افتاد! همانگونه که اثر فاخر مشابهی در عرصه آشپزی با عنوان ماندگار" اکبرجوجه" ، جاودانه گردیده است! ) .

قابل توجه است که صدای اعتراضات فوق الذکرقادر نبود گوش کسی را آزار رساند! البته صرفاً به این دلیل که هرگز چنین انتظاری از هنجره های غیر مسلح نمی رود (چراکه اصولاً در عصر دموکراسی نوین، انجام تدابیر و تمهیدات لازم برای خاموشی میکروفن ها مغفول نمی ماند! ) . بالاخره یکساعت چانه زنی نفس گیر، تنها به پذیرش حدود ۳۰ دقیقه ابراز عقیده (یا به عبارت بهتر: ابراز احساسات لازم جهت تخلیه فشارهای بی مورد عصبی، برای رسیدن به آرامش لازم برای شرکت در انتخابات) منجر شد. البته دادن این فرصت، بحق نشانه مهمی از تکریم اساتید و توجه به سلامت ایشان است که مهمترین دغدغه بجا و معقول مسئولین عزیز جلسه بوده و جای تقدیر و تشکر دارد! از همین رو، گرچه محتوای غالب اعتراضات، بیانگر خواست جمع برای تعویق انتخابات و اجرای صحیح و منطقی آن در فرصتی مناسب بود؛ اما فرستادگان محترم" مأمور بودند و معذور" و به گفته خودشان هیچ اختیاری برای ایجاد اندک تغییری در مسیر دیکته شده نداشتند (جسارتاً خاصیت این کلمه اختیار آن است که بی اختیار، مشکلات آخرین نخست وزیر شاه مخلوع را تداعی می نماید! ) . متأسفانه در طول تاریخ بشر ظلم زیادی در حق مأموران معذور بی اختیار روا داشته شده است. البته هرگونه تداعی نابجا یا تشبیه بی مورد یا سوء تفاهمی در این خصوص مردود شمرده می شود و به صدها سال استغفار نیاز دارد؛ که امکان انجام چنین استغفاری از حوصله عمر بشر خارج است! (لذا در اینجا بر خود فرض می دانیم تا برای ممانعت از بروز مشکلات لاینحل، توضیحاتی را در خصوص تفاوت های فراوان موجود در شیوه های عملکرد این عزیزان با مأموران معذور گذشته های تاریخ عرضه نماییم. امید است با انجام این روشنگری، هیچ از خدابی خبری در اثر ارتکاب این گناه بزرگ ناخوداگاه سر از دوزخ درنیاورد! مهمترین تفاوت موجود در این زمینه آن است که آن مأموران بی اختیار قدیمی آنقدر بی عُرضه و ناتوان بودند که نمی توانستند حتی نظر و عقیده هفتاد و دو نفر را تغییر دهند؛ در حالی که این عزیزان براحتی نظر سیصد و شصت نفر را در طرفه العینی تغییر می دهند. به علاوه، آن فرستادگان بی اختیار از خدا بی خبر، مردم بینوا را بدون مراجعه به شیوه های دموکراتیک مجبور به همکاری در جهت مأموریت می کرده اند؛ حال آنکه این عزیزان مأموریت خود را با یک رأی گیری راحت و سریع بدور از هرگونه زجر و نارحتی همراه با ابراز تشکر مکرر به انجام می رسانند؛ همچنین در نتیجه کارهای آن مأموران معذور بی اختیار، مردمان دارند نسل در پی نسل روضه می خوانند و شیون می کنند؛ اما متعاقب بدایع سازی این مأموران عزیز در امر بازتعریف روش های انتخابات دموکراتیک، نسلهای آینده بطور پیاپی شاد گردیده و از این رهگذر مراسم خنده درمانی نیز نهادینه خواهد شد! از همه مهم تر اینکه آن قدمای نابکار، مأموریت خود را به طمع وعده و وعیدهای ارائه شده از سوی عالی مقامان مافوق خود به انجام می رسانده اند که اغلب هم به آنها وفا نمی شده است. دو تفاوت مهم در این خصوص وجود دارد: اول دومی را می گوییم که خدای ناکرده سوء تفاهمی پیش نیاید: امروزه عالی مقامان دیگر مثل آن روزگاران در وفای به وعده ها آنگونه بی وفا نیستند و کاری را بی اجر نمی گذارند! حتی چه بسا که اجر مأموریت را به تمام و کمال در همان ابتدای کار لحاظ می فرمایند؛ و اما تفاوت اول و مهمتر از دومی این است که بر خلاف آن روزگاران که برخی از مأموران در پی ملک ری بوده اند، امروزه چنین توقعات زیادی هم وجود ندارد! بلکه فقط از باب وظیفه شناسی، تنها در پی یافتن موقعیتی برای انجام خدمات شایسته تر هستند و بس! (البته آن هم صرفاً برای کمک به سیستم جهت نیل به نقاط ایده آل در حد همان اسپیدلیمیت ها است! پس جای آن دارد تا با قدرشناسی کامل، مجسمه های طلای دوستان را بسازند و در هر کوی و برزن بر روی سکوهای سیمانی و سنگی منقش به نام این سروران نصب کنند! لازم به یادآوری است که طبق تحقیقات جدید، از این پس برای ماندگار شدن، کسی نباید تلاش کند تا مانند حافظ و سعدی و فردوسی و دیگران، کاری کند تا نام خود را بر دل های مردم حک کند! امروزه حک نام بر سنگ و سیمان پایدارتر است که این هم تنها به خاطر پیشرفت در تکنولوژی بتون است! البته ضرورت دارد که در انتخاب محل سکوها دقت کافی مبذول گردد تا خدای ناکرده، بعدها در مسیر تردد لودرها قرار نگیرد! ) .

در هر حال، رؤسای عزیز جلسه با زحمت زیاد و از خودگذشتگی تمام، رنج تحمل ۳۰ دقیقه اعتراض از طرف اساتید را به جان خریده و پس از آن گویی انگار نه انگار که اینهایی که این حرف ها را زدند ناسلامتی… (چی؟ ! … بهتر است باز هم بگذاریم و بگذریم) . خوب عقل سلیم حکم می کند که وقتی کسی به دیگری دیکته میگوید، حرف به حرف همون چیزهای دیکته شده را بنویسد نه چیز دیگر! خوب تنها راه سواددار شدن همین است وگرنه آدمی کم سواد خواهد ماند! به قول برخی از آن یاران دیرین، این همان" مشق دموکراسی" است که مکمل" دیکته دموکراسی" است. همیشه یکی کارش دیکته کردن است و یکی هم دیکته و مشق نوشتن! این یعنی رعایت حدود وظایف جهت ممانعت از هر گونه تداخل مشکل بر انگیز (! ) یعنی آخر دموکراسی! بله! جانم براتون بگه که در هر حال با اصرار و ضمن خونسردی مثال زدنی سروران جلسه، مأموریت محوله تمام و کمال انجام شد و موارد دیکته شده موبه مو به انجام رسید، بی شک این وظیفه شناسی زبانزد خاص و عام خواهد شد به دوران ها.

معمای سوم: جایگاه اعتراضات دقیقاً در کجای روند کاملاً دموکراتیک این انتخابات قرار داشت؟ (البته این مسئله تا حدی شبیه به سؤال آن عزیزی است که پرسیده بود: " پشم شیشه دقیقاً کجای شیشه است؟ " ) .

پلان سوم: معرفی جعبه ی باکس (! ) و قواعد آن

در واقع جالب توجه ترین پلان، شیوه های فوق پیشرفته برگزاری انتخابات است که با تدبیر ویژه تهیه شده است و با بیانی شیرین و دلنشین به حضار تفهیم شد. (در ضمن برای رعایت حق کپی رایت باید یادآور شویم که اصطلاح شیوای" جعبه ی باکس" ، همانند" اسپید لیمیت" و" فوکال پوینت" و غیره فراتر از حد سواد نگارنده بوده و منحصراً توسط برگزارکننده معزز جلسه واژه سازی و عرضه شده است. نگارنده نیز برای رعایت اصل امانتداری، از ترجمه و معادل یابی این موارد معذور است. البته خوانندگان محترم توجه داشته باشند که چند تفاوت اساسی بین" جعبه ی باکس" با" صندوق رإی" وجود دارد. مثلاً نام نوع خاصی از جعبه را گاو صندوق گذاشته اند چون می توان هر چیزی را به آن افزود یا کاست در حالی که بلانسبت عزیزان، معمولاً این گونه جعبه ها مثل گاو متوجه موضوع نمی شوند! اما" باکس" چون از غرب آمده و آنجا هم مهد دموکراسی است اصولاً فهمی در نهاد آن قرار دارد که هیچکس قادر به انچنین خیانتی در حق آن نخواهد بود و برای همین است که در انتخابات دموکراتیک فقط باید از" باکس" استفاده کرد. از دیگرسو به کار بردن اصطلاحات خارجی کمک ویژه ای به پیشرفت روشنفکری و نهادینه سازی دموکراسی می کند که تاریخچه خدمات منورالفکران از دوران قاجاریه تاکنون دلیل این مدعاست! بگذریم…

آهان رسیدیم به ذکر ماحصل مفاد تفهیم شده توسط سروران جلسه که ما جهت هماهنگی با سایر ابزارهای روشنفکری و دموکراسی (از جمله فست فود! ) ، به آن عنوان" دموکراسی در چند دقیقه" را می دهیم:

۱- صحبت و اعتراض و سؤال بی جا و غیره ممنوع است! (چون وقت گیر و خارج از دستور جلسه بوده و هیچگونه همخوانی با محدوده وظایف مأموران بزرگوار ندارد. )

۲- همگان باید (! ) رأی بدهند تا حق رأی خود را از دست ندهند (استدلال از این بهتر؟ ! ) .

۳- خط زدن و بازنویسی بر روی برگ رأی مجاز است و موجب ابطال آن نمی شود! (طبیعی است که به حکم عقل سلیم هر خط خوردگی فقط از سوی خود افراد رأی دهنده قابل انجام است و بعداً هیچ کسی امکان این کار را ندارد! لذا جای هیچگونه نگرانی هم نیست! ) .

۴- رأی دهندگان ۵ دقیقه پس از دریافت لیست نامزدها فرصت دارند به افراد اصلح رأی بدهند! (واقعاً وقتِ عزیز، باارزش تر از آن است که مردم آن را صرف یافتن نامزد اصلح نمایند. خوب همه که همدیگر را می شناسند. حداقل در دانشگاه س و ب که چنین است! ) .

معمای چهارم: اساتید عزیز جدیدالورود که بسیاری از اسامی را برای اولین بار رؤیت نموده اند، انتخاب اصلح را با چه مکانیزمی به سرعت اسپیدلیمیت رسانده اند؟ ! معمای پنجم: رأی دهندگان چگونه توانسته اند به برخی دوستان که هیچ کس آنان را نمی شناخته و کلاً هرگز عضو این دانشگاه هم نبوده اند با فراغ بال رأی داده اند؟ البته بنای این معما بر پذیرش همان قید" احتمال" است که در پیامک و فرمایش مؤکد گردانندگان جلسه درج شده بود) .

۵- در نحوه تکمیل برگه های رأی، کمال احتیاط و دقت لازم به کار گرفته شود! (تدبیر دموکراتیک دوستان برگزارکننده: کدگذاری برگه ها با رعایت تطبیق لازم بین کد مندرج روی برگه ها با شماره ردیف روی لیست حضور و غیاب در هنگام فرایند تحویل همزمان برگ رأی و اخذ امضا روی لیست! البته از حق نگذریم که برگزارکنندگان محترم، مشفقانه امر تطبیق کدها را بارها از طریق بلندگو به عزیزان گوشزد نمودند تا اولاً کسی به بیراهه نرود و در وهله ثانی، بعداً هم جای گله و شکایتی باقی نماند! به قول معروف من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم؛ تو خواه پند بگیر و خواه ملال! )

۶- کلاً همگان با اطمینان کامل در خصوص امانتداری و صیانت از آرا کاملاً آسوده خاطر باشند! (آخه اولاً بد دلی برای سلامت خود رأی دهندگان عزیز مضره! ثانیاً سروران جلسه قول دادند که جعبه ی باکس را دو دستی تقدیم جناب آقای وزیر نمایند! ظاهراً نگرانی همگان فقط این بود که خدای ناخواسته جعبه بصورت یکدستی یا هرشیوه غیردموکراتیک دیگری تحویل بزرگان شود که بحمدا. . با توضیح شفاف این سروران کاملاً رفع شد! کاش همان اول جلسه این مسئله را فرمایش می نمودند تا اینقدر بحث و نگرانی بوجود نیاید و ماهم مجبور نشویم پلان دوم را که از اصل در فیلمنامه هم پیش بینی نشده بوده بصورت من درآوردی به این متن اضافه کنیم و حوصله خوانندگان عزیز را هم سر ببریم! این باید الگو و درس عبرتی بشود برای سایر انتخابات! راستی تا یادمان نرفته بگوییم که اگر در انتخابات آن سال کذایی هم صندوق ها همینگونه دودستی تحویل شده بود و همین استانداردهای فوق الذکر کشف شده و رعایت گردیده بود دیگر این همه حرف و حدیث و جنگ جدال نبود از سوی برخی دوستان! )

۷- نامزدها باید برنامه های خود را به مقامات مافوق ارائه کنند تا فردی از میان منتخبین که برنامه اش با مزاج مقامات بیشتر جفت و جور بشود از سوی ایشان انتخاب و معرفی گردد! (واقعاً باید سنت غلطی که تاکنون در دنیا بوده که نامزدها مجبور بوده اند برنامه را به رأی دهندگان عرضه کنند منبعد منسوخ شود. البته لازم به توضیح است که به گفته سروران جلسه برنامه ها از قبل تعیین شده است! )

معمای ششم: باید تحقیق کرد که پس ماهیت و جوهره آن چیزی که رییس محترم جلسه در چند لحظه قبل فرموده بودند که نامزدها باید به مقامات محترم بدهند تا بر اساس وضعیت و شرایط آن، نامزد منتخب از میان نامزدها برگزیده و معرفی شود چیست؟ !

البته همانگونه که سروران جلسه در پاسخ به خرده گیری برخی به روند انتخابات فرمودند، این صرفاً آغاز کار بوده و شروع یک روش بدیع (همان دموکراسی نوین همتراز با پر پروتئین ترین غذای دنیا! ) است و از این رو بدیهی و طبیعی است که به گفته سروران گرداننده جلسه، اشکالات ناچیزی (! ! ! ) هم داشته باشد که باز به گفته همین بزرگان، با تلاش همگانی بتدریج رفع خواهد شد! (واقعاً درست است! بهتر است همگی همت نموده و تجارب دنیا و حتی خودمان را کنار بگذاریم و دوباره از صفر شروع کنیم! به قول مرحوم سهراب" چشمها را باید شست جور دیگر باید دید" . بر این اساس پیش بینی می شود که در مراحل بعدی با پیشرفتی رو به جلو (! ) به ترتیب باید منتظر باشیم تا در مراحل بعد برای انتخاب فرد اصلح متوسل به شیوه های بدیع تری از قبیل پرواز دادن باز شاهی گردیده و سپس از مسابقه پرتاب سنگ هم بهره مند شویم. به نظر شما چه اشکالی دارد؟ ! تجربه مجدد هم شاید آنطورها بد نباشد! حتی ماها شجاعت لازم را داریم که چرخ را هم از نو اختراع کنیم. این است معنای ژرف فوکال پوینت کلیدی! )

پلان چهارم: تسلیم و رضایت آرامش بخش

بالاخره پس از مدت کوتاهی استنکاف و انکار نافرجام همگان دریافتند که باید در کمال آرامش به اجرای امور کمک کنند تا درهای بسته تالار (! ) بازگشایی شود و اجازه بیابند به عزیزان خود که در منزل مشتاقانه منتظر بازگشتشان بودند ملحق شوند! این پذیرش همگانی آنقدر سریع و خوب انجام شد که با به جاگذاشتن رکوردی بی سابقه، کمک شایانی به امر نزدیک شدن دانشگاه به آن اسپیدلیمیت و تحقق رؤیای فوکال پوینت کلیدی نمود. به هر حال این مرحله همگان را از فلاکت نجات داد. احتمالاً استفاده عزیزان از شیوه های مدیتیشن و مراقبه ی سریع در کسب این آرامش سریع و عمیق نقش مهمی داشته است. حتی دوستانی که گریبان چاک کرده و خطابه های غرایی قرائت کرده بودند، با کمال طیب خاطر، آنچه را خود غیرمنطقی و مردود شمرده بودند با شعف کامل و خشنودی زائدالوصف پذیرا گردیدند. لذا ایده ی مردود شمردن انتخاب یا رویه اجرای آن به یکباره جای خود را به دغدغه مهم دیگری داد که همانا ثبت اسامی ۶ نفر نامزد اصلح بود (خیالتان راحت باشد که چنین تسلیم و رضایتمندی سریعی در هیچ کجای عالم نظیر ندارد و همین حرکت های محیرالعقول است که دانشگاه س و ب را به فوکال پوینت عالم و تاریخ بشریت تبدیل نموده است. میگویید نه؟ ! بروید تاریخ هزاره ملل را از شرق جهان تا همین خاورمیانه و شهرهای مختلف آن همچون حومه نجف اشرف (؟ ! ) تا غرب عالم یا همان ینگه دنیا دقیقاً بررسی کنید! قطعاً نظیر این سرعت تسلیم را نخواهید یافت! ) البته گرچه این پلان بخودی خود خنثی بود ولی مراحلی داشت که شامل برخی نکات سروربرانگیز هم بود به شرح زیر:

۱- دریافت لیست ها که شامل سه برگه متشکل از لیست اسامی واجدین شرایط نامزدی، قوانین تعیین شرایط نامزدی، و اوراق آرا بود. (جالب است که برگ قوانین بر خلاف برگ رأی که با دقت مهندسی و کدگذاری شده بود، هیچ مهر و سربرگ و عنوان یا شناسه ای نداشت که معلوم کند کدام قانون یا آیین نامه ای است! حتی یک سطر به دستخط مبارک و البته شتابزده عزیزی، نواقص و خلأ قانونی موجود در آن را تکمیل نموده بود! ما که آرزو داریم خداوند به آن عزیز ناشناس اجر فراوان مرحمت فرماید! چرا که تکالیف سخت قانونگذاری را از دوش مجلس محترم برداشته و کار ایشان را ساده نموده است! به هر حال ما هر کسی که به هر طریق در امر قانونگرایی و قانونگذاری و امثال ذلک به این خوبی نقش ایفا کند را گرامی می داریم! حتی کل این فرایند انتخاباتی را هم دقیقاً به همین دلایل، مشمولِ این دعا و ثنا می دانیم! واقعاً نمی توان فهمید چرا در گذشته همه می گفتند اینگونه روال ها صرفاً باید از مسیر قانونگذاری و اخذ موافقت مجلس بگذرد تا قانونگرایی خدشه برندارد؟ ! امروزه تسریع و تسهیل و تساهل و تسامح و غیره در انجام امور، دارد گوی سبقت را از قبلی ها می رباید که البته کاملاً هم موجه است و الا ما کجا و رسیدن به اسپیدلیمیت کجا؟ ! )

۲- حذف اسامی منصرفین از لیست نامزدها: در این مرحله نام برخی که در جلسه نبودند حذف شد؛ آخر در جلسه نبودند که بخواهند نامزد شوند! حال تصور کنید یکی از آنان حائز اکثریت قریب به اتفاق آرا شود ولی بعد بیاید بگوید من به هیچ وجه مایل نیستم رییس دانشگاه بشوم! آنوقت چه باید کرد؟

معمای هفتم: چرا این استدلال شامل برخی دیگر از غایبین محترم نشد و علیرغم تذکر مکرر حضار، نام مبارکشان در لیست ابقا شد؟

-جالب توجه ترین مورد در این مرحله، ابقای نام ریاست محترم فعلی در میان نامزدهاست! ! !

معمای هشتم: اگر همانگونه که به حکم عقل سلیم (! ) منطقاً هم انتظار می رود ایشان موفق به کسب اکثریت قریب به اتفاق آرا شوند؛ تکلیف سناریوی برگزاری این انتخابات چیست و چه توجیهی برای عزیزان طراح انتخابات باقی می ماند؟ ! (خوب شاید این عزیزان از مشاغل فعلی خود خسته شده اند و قصدشان نوعی تنوع و تغییر مسئولیتی باشد. به هر حال فکر عمیق در زمینه این معمای شادی آور را به همگان توصیه می کنیم! همچنین درایت بی نظیر ایشان را در امر پشتیبانی از این انتخابات و خصوصاً کاندیداتوری در آن را که موجبات شادی قلوب و نشاندن لبخند بر لبان عموم گردیده از صمیم قلب ارج می نهیم. )

۳- آنچه شادی این قسمت را به اوج رسانده و تکمیل کرده است اعلان انصراف با مزه یکی از سروران عزیز بود که به دلیل عدم احراز شرایط نامزدی (داشتن مرتبه دانشیاری به بالا) ، نام شریفشان اساساً در لیست نبود ولی باز فروتنانه اصرار به حذف آن داشتند! آخر خیلی از بزرگان جلسه با شجاعت و غرور و یا شاید برای حفظ حیثیت یا هر دلیلی که فقط به خودشان مربوط است یکی پس از دیگری با افتخار و با صوتی حسن، اعلان انصراف می نمودند؛ اما نمی توانیم مشغول ذمه این دوست اخیرالذکر بشویم و بگوییم جوّگیر شده و خواسته مطابق معمول از قافله عقب نیفتد! به هیچ وجه! (با عرض معذرت: به دلایل مختلف از ذکر نام این بزرگوار به هر طریق ممکن معذوریم و به خود اجازه نمی دهیم که حتی از شیوه های اختصاری مد روز مانند" ب. ز. " و یا چیزی توی مایه های" ه. ی" و امثال ذلک استفاده کنیم. لطفاً اصرار نفرمایید. اصولاً هیچ فرقی هم ندارد که چه کسی بوده! مهم آنست که عمل ایشان اقلاً دو حسن مهم داشته: اول اینکه در آخر جلسه موجبات شادی و خنده همگان را فراهم ساخته و ثانیاً مهمترین حسن اقدام این عزیز بزرگوار این است که اگر فردا روزی خدای ناکرده و بر فرض محال بزرگی آمد و از یکی از رأی دهندگان محترم گله نمود که: " چرا در برگه رأی شما (به استناد امر تطبیق کد! ) نام فلانی ها درج شده اما نام بهمانی ها درج نشده؟ " می تواند به ضرس قاطع، علت را به همین گیج و منگی آخر جلسه در اثر اقدام بخردانه و در عین حال شوک برانگیز آن عزیز دل منتسب نموده و بدین ترفند خود را از هرگونه قضا و بلا برهاند! ! ! خوب چه کاری مهمتر و اثرگذارتر از همین حفظ و حراست از بی گناهان سراغ دارید؟ ! پس بر همگان فرض است که دعا کنند تا خداوند منان این اثرات مفیده را بمثابه باقیات الصالحات، توشه آخرت آن عزیز قرار دهد.

معمای نهم: حضار ارجمند در جلسه چگونه نام آن عزیز دل را علیرغم عدم ثبت در لیست نامزدها، قلم گرفته اند؟ ! (حال تصور بفرمایید که اگر حضار محترم در اثر سردرگمی نتوانسته باشند اسم ایشان را قلم بگیرند (! ) و در نتیجه ناگهان بزند و ایشان موفق به کسب اکثریت مطلق آرا بشود؛ تکلیف چه خواهد بود؟ ! این در حالی است که ایشان هرگز در طول عمر با برکتشان حتی اندکی چشم به پست و مقام نداشته و اقدام چندانی هم برای تصاحب مقامات مختلف به انجام نرسانده ‍ اند؛ اگر هم مورد یا مواردی بوده بی تردید به اصرار دوستان بوده که صرفاً به جهت بهره مندی عموم از توانمندی های شگرف و بی نظیر ایشان انجام گرفته است: برای رفع خستگی می توانید به شکل شماره ۲ نگاه کنید) . معمای دهم: برخی درختان بیدی که در برابر هرگونه بادی خواه از چپ بوزد یا از راست، برای سالیان دراز مقاوم اند، ریشه های خود را چگونه و تا چه عمقی در زمین کارگذاری نموده اند؟

شکل شماره ۲- صرفاً برای رفع خستگی

پلان پنجم: اخذ آرا

خوب به نظر کارشناسان خبره، همه مراحل قبلی صرفاً بهانه ای برای اجرای همین مرحله بوده؛ در حالی که ذاتاً این مرحله هیچگونه دخلی به نتایج نداشته و نتایج در وهله اول به همان قوانین احتمال و در وهله دوم، به جوهره ماهوی همان چیز نامعلومی که برخی نامزدها تقدیم مقامات بالا خواهند نمود بستگی دارد. البته این به معنای بی اهمیت بودن جعبه ی باکس و محتویات آن نیست. شاید کشف مسایل مختلف و رموز موجود در اوراق آرا بر اساس شیوه ساده و شفاف تطبیق کدها پس از مراسم تقدیم دو دستی جعبه ی باکس به مقامات عزیز از جمله موارد اهمیت این پلان باشد! البته جای تقدیر و تشکر فراوان است که آن مقام بزرگ، در میان این همه مشغله، پس از آنکه جعبه ی باکس را دودستی تحویل گرفتند؛ ساعتها وقت شریف و گرانبهای خود را صرف خواندن اسامی، جمع و تفریق و محاسبات آماری و استخراج اسامی برندگان و غیره خواهند نمود! . خصوصاً اگر قرار باشد نظیر این فرایند طولانی و خسته کننده را برای دانشگاه های دیگری همچون شیراز و تهران که در نوبت قرار دارند به انجام رسانند؛ واقعاً" خداقوت" می طلبد! البته قبول این زحمات هرچقدر سخت و وقت گیر باشد باز در نهایت موجبات صرفه جویی در وقت خواهد شد و فرصت خدمتگزاری این بزرگوران را نیز افزایش خواهد داد! چرا که مانع از رفت و آمد اضافی به مجلس برای ادای توضیحات بوده و بسیار بهتر از دریافت کارتهای رنگین است! به هر حال کسی توقع ندارد که مراجعه به آرای عمومی و امر شمارش آرا و اعلان نتیجه (هرچند با دخالت قوانین احتمالات باشد! ) ، که گزینه ای کلیدی است؛ معادل استفاده از داس تلقی گردیده یا کسی بخاطر آن استیضاح گردد! (اصلاً دخالت در کار بزرگان خوبیت ندارد۱ اگر ما بتوانیم به همان دانشگاه فوکال پوینت کلیدی خودمان بپردازیم از سرمان هم زیاد است! )

پلان ششم: کنتور شارژی

پس از پلمب دقیق (! ) جعبه ی باکس و در حین آماده شدن حضار برای گرفتن عکس، ریاست محترم سابق (ببخشید: فعلی و یا شاید هم آتی! خدا را چه دیدی؟ ! ) مطالب مبسوطی در خصوص اهمیت ویژه دانشگاه س و ب در دریافت کردن چیزهای نو و شارژی مثل کنتور آب شارژی ارائه فرمودند که در جای خود در افزایش نشاط مجلس و رفع خستگی حضار نقش بسزایی داشته است! این بخش هم احتمالاً ابتدا جزء فیلمنامه نبوده که به صورت تفننی بعداً بطور کاملاً اتفاقی افزوده شده و خوب چندان بدک هم نبوده است! (ناگفته نماند که کارشناسان امر ضمن انجام بررسی های دقیق، ارتباط دانشگاه س و ب را با هرگونه موش آزمایشگاهی به ضرس قاطع رد کرده اند پس بحمدا. . والمنه جای هیچگونه نگرانی نیست) .

پلان هفتم: عکس فاتحانه

بنا به قولی، مهمترین قسمت جلسه همین مرحله بوده که نقش کلیدی آن در این فرایند دموکراتیک، دستاورد اصلی را برای برگزارکنندگان به ارمغان آورده است. در این عکسِ فاتحانه (که شبیه همانهایی است که در قدیم شکارچیان در خاتمه کار به همراه شکار نگون بخت می گرفته اند: مثل تصویر شماره ۳) ، با اصرار ویژه و البته خونسردانه برگزارکنندگان، با مهارتی حرفه ای، عکسهابی از حضار با چهره های شاد توأم با لبخند سرشار از رضایت و دال بر تمنای حضور داوطلبانه (! ) در انتخاباتی دموکراتیک انداخته شد. این عکس ها، مهمترین مدرک و تنها شاهد موجود برای ادعای دموکراتیک بودن این فرایند است که در جهت دادن پاسخ به هر کس که شکی در آن روا دارد مفید به نظر می رسد و گفته می شود تکنولوژی خاص و جدیدی در آن است که متأسفانه هرچه به مغزمان فشار می آوریم به یادمان نمی آید؛ اما اگر درست فهمیده باشیم یعنی اینکه دارای خاصیت آنتی استیضاحی است! البته تا فراموش نشده برای رفع سوء تفاهم یادآوری کنیم که منظور از شکار، صرفاً آن جعبه ی باکس است. رویمان به دیوار! یکوقت حمل بر جسارت به جعبه ی باکس نشود چرا که احتمالاً رییس جدید در آن قرا داشته است.

تصویر شماره ۳: تصاویر تاریخی شکارچیان و شکار!

پایان ماجرا

در نهایت، رییس محترم، خشنود از اجرای کامل اوامری که معذورانه به انجام رساند؛ در ظاهر طی خطاب به یکی از حضار و در واقع با خطاب به تمامی آنها خصوصاً معترضین و مستنکفین، فاتحانه فرمود: " بالاخره انجام شد! " و این پایان ماجرا… نه! نه! صرفاً پایان جلسه بود! تا پایان ماجرا چه باشد؟ !

تذکر نهایی: همیشه فکر می کردیم یکی از استاتید عزیزمان که وقتی جای دو حرف" زا" و" ذال" را در برخی کلمات جابحا می نوشتیم (مثلا وقتی که کسی بجای سپاسگزار می نوشت سپاسگذار) ، سخت برمی آشفت، فردی ملانقطی است؛ لکن با نگاهی ظریف و دقیق می توان دریافت که این حساسیت کاملاً به جا و با توجه به عمق معنای کلمات بوده است. مثلاً کارگذار با کارگزار خیلی فرق دارد. زیرا دومی آن کسی است که کاری را مثل همان خدمتگزار انجام می دهد؛ اما اولی چیزی را در جایی کار می گذارد بگونه ای که هر کسی در اطراف او حضور داشته باشد خواه از چپ بنگرد یا از راست، کاملا از این کارگذاری، متحیر و مات و مبهوت خواهد شد! بنابراین دوستان باید در استفاده درست از حروف، به طور جدی از اشتباهات پرهیز بنمایند. از دیگر کلماتی که ممکن است به خطاهای نابخشودنی منجر شود می توان به سیاستگذاری در مقابل سیاستگزاری اشاره نمود که در برای درک عمیق تفاوت آنها قرائت مجدد بند اول از پلان چهارم مفید است…

باقی بقایتان جانم فدایتان. خدا نگهدار تا اکران فیلم بعدی. شاید در دانشگاهی دیگر…

ارسال نظر

اخبار استان
آرشیو
اخبار کشور
آرشیو