کد خبر: 268

تاریخ خبر:

«سیامک کاکایی» تحلیلگر ارشد مسایل ترکیه

تهران-ایرنا-«سیامک کاکایی» تحلیلگر ارشد مسایل ترکیه در گفت و گوی تفصیلی با ایرنا اراده ی سیاسی مقام های ایران و ترکیه را مبنای گسترش روابط دو طرف در حوزه های مختلف دانست و سفر رییس جمهوری ایران به آنکارا را نقطه ی عطفی در بازتعریف این روابط ارزیابی کرد.

به گزارش «زاهدان نیوز» به نقل از ایرنا: «حسن روحانی» رییس جمهوری اسلامی ایران دیروز دوشنبه 19 خرداد در صدر هیاتی عالیرتبه و در سفری دو روزه به ترکیه رفت و با مقام های ارشد این کشور و در صدر آنها «عبدالله گل» رییس جمهوری ترکیه دیدار و گفت و گو کرد. 

گروه پژوهش های خبری ایرنا برای تحلیل و ارزیابی این سفر با «سیامک کاکایی» تحلیلگر ارشد مسایل ترکیه گفت و گو کرد. 

کاکایی با اشاره به سفر رییس جمهوری ایران به آنکارا پس از حدود دو دهه، سفر روحانی را نشان دهنده ی اهمیت روابط دوجانبه برای ایران و ترکیه دانست و اضافه کرد: در سال های اخیر به موازات توسعه ی مناسبات اقتصادی بین ایران و ترکیه، نشست های سیاسی و اقتصادی مشترک هم بین دو کشور برگزار شده است و با این سفر، روابط دوجانبه، یک شکل و ساختارمندی جدیدی به خود می گیرد تا از این طریق بتوان به قابلیت های بیشتری در توسعه ی روابط بین ایران و ترکیه رسید.

وی با اشاره به ترمیم صورت گرفته در روابط تهران و آنکارا در سال گذشته، سه عامل تحول های داخلی، مسایل و بحران های منطقه یی و همچنین عوامل بین المللی را بر روابط دو کشور تاثیرگذار و ترکیه و ایران را ناگزیر از همکاری با هم دانست.

کارشناس ارشد مسایل ترکیه عملگرایی را از ویژگی های اصلی روابط بین ایران و ترکیه بیان کرد که از شاخصه های مختلفی از جمله جغرافیای سیاسی دو کشور، اقتصاد و تفاوت رویکردهای اخیر دو طرف نسبت به تحول های منطقه یی تاثیر می پذیرد.



در ادامه متن کامل گفت و گوی کاکایی آمده است.
 

سوال: سفر آقای روحانی به آنکارا که در پاسخ به سفر سال پارسال «رجب طیب اردوغان» نخست وزیر ترکیه به تهران صورت می گیرد، در این مقطع زمانی از چه درجه ی اهمیتی برخوردار است؟ مهمترین دستورکارهای این سفر را چه مواردی تشکیل می دهند؟ 

***کاکایی: سفر آقای روحانی به ترکیه سفر قابل تامل و با اهمیتی است و به طور تقریبی پس از 18 سال، اولین دیدار رسمی رییس جمهوری ایران از آنکارا محسوب می شود. در این سال ها، ملاقات های زیادی بین مقام های ایرانی و ترکیه در این کشور صورت گرفته است که به طور عمده در استانبول بوده است. بنابراین این سفر که به دعوت مقام های ترکیه انجام گرفته است، نشان دهنده ی اهمیت آن در شرایط کنونی است. همچنین در نشست هایی که قرار است بین دو طرف برگزار شود، برای اولین بار جلسه ی شورای راهبردی روابط ایران و ترکیه برگزار خواهد شد. در سال های اخیر به موازات توسعه ی مناسبات اقتصادی بین ایران و ترکیه، نشست های سیاسی و اقتصادی مشترک هم بین دو کشور برگزار شده است و با این سفر، روابط دوجانبه، یک شکل و ساختارمندی جدیدی به خود می گیرد تا از این طریق بتوان به قابلیت های بیشتری در توسعه ی روابط بین ایران و ترکیه رسید. با وجود قراردادهای زیادی که در زمینه های سرمایه گذاری، مبادله های کالا و همچنین حوزه ی انرژی بین دو کشور وجود دارد، ساختارمندی این روابط یک عامل مهم و موثر است و نشست شورای راهبردی را باید با این نگاه مورد ارزیابی قرار داد که در واقع روابط ایران و ترکیه در مسیر برقراری و رسیدن به یک روابط راهبردی (استراتژیک) و ساختارمند حرکت می کند؛ اگرچه این روابط در طول تاریخ همواره روابط پایداری بوده است. در جریان سفر روحانی به ترکیه، مسایل اقتصادی و تجاری مختلف، موضوع های سیاسی و همین طور یکسری اشتراک های فرهنگی مورد بررسی و گفت و گو قرار می گیرد و به نظر می رسد که دستاورد این سفر می تواند در ایجاد پیوندهای بیشتر بین ایران و ترکیه کمک کننده باشد. 



سوال: مهمترین و تاثیرگذارترین مولفه ها در روابط تهران و آنکارا کدامند؟ فضای مثبت بین المللی شکل گرفته نسبت به توسعه ی روابط کشورها با تهران را تا چه اندازه در گسترش روابط ایران و ترکیه موثر می دانید؟ 

**کاکایی: به نظر من مسیریابی جدید روابط ایران و ترکیه را که می توان از آن به عنوان «گشایش بیشتر در روابط» نام برد و پیشتر هم عبارت «ترمیم روابط» در ارتباط با آن به کار برده شده بود، می توان زیر تاثیر چند عامل مورد تحلیل و بررسی قرار داد که این عوامل در 3 سطح تحول های داخلی دو کشور، مسایل و تحول های منطقه یی و عوامل محیط بین المللی وجود دارند که هر سه عامل بر روابط ایران و ترکیه تاثیر گذار است. در ارتباط با آنچه بیشتر در منطقه توجه را به خود جلب می کند، تغییرهای بوجود آمده در حوزه ی سیاسی خاورمیانه در نتیجه ی ایجاد تغییر و تحول های سیاسی و همچنین برآمدن نارضایتی ها و انقلاب ها وگزار از یک دوره ی پرتنش منطقه یی است که این مساله بر نگرش سیاست خارجی ترکیه و ایران تاثیرگذار بوده است و در این بین آنچه نسبت به ترکیه، بیشتر مورد نقد قرار می گیرد، پدیدار شدن یک رشته موارد بر سر پیشرفت و گسترش سیاست خارجی ترکیه بوده است که از آن جمله می توان به بحران سوریه و به انجام نرسیدن نگرش و نگاهی که ترکیه در جبهه ی مخالفان سوریه داشت و همچنین روند تحول های مصر و به محاق (کنار) رفتن سیاست ترکیه در ارایه ی الگوی حکومتی در نتیجه ی دگرگونی سیاسی رخ داده در قاهره در اثر کودتای نظامی این کشور و سرنگونی «محمد مرسی» اشاره کرد که این دو رویداد بر سیاست خارجی ترکیه اثرگذار بود. 

مساله ی دیگر در سیاست خارجی این کشور را باید به بوجود آمدن اختلاف های ترکیه با همسایگانش از سوریه گرفته تا عراق اشاره کرد که این موضوع بسیار به چشم می آید و در این شرایط به نظر می رسد که سیاست خارجی ترکیه از توازن سال های گذشته ی خود در خاورمیانه خارج شد و اکنون با توجه به این موارد، بازگشتی به بهبود روابط با بازیگر مهمی چون ایران در سیاست خارجی ترکیه مشاهده می شود. ایران و ترکیه دو بازیگر مهم منطقه یی هستند و این در شرایطی است که فراز و فرود سیاست منطقه یی کشورها و بازیگران اصلی خاورمیانه، حداقل در یکسال اخیر شدت زیادی داشته است و هم اکنون نوع نگاه سیاسی و ایدیولوژیک ترکیه با بازیگرانی چون مصر و عربستان سعودی دستخوش تغییراتی شده است و به نظر می رسد که جا به جایی ها یا ملاحظه های جدید منطقه یی پیش آمده است. بنابراین شرایط خاورمیانه در گسترش روابط دو کشور عاملی تاثیرگذار بوده است. عامل دومی که اشاره کردیم، تحول های داخلی ایران و ترکیه است. به هرحال نزدیک به یکسال از روی کار آمدن دولت جدید در تهران می گذرد و همان زمان که «احمد داوود اوغلو»، وزیر امور خارجه ی ترکیه در مراسم تحلیف آقای روحانی شرکت کرد و پس از آن زمانی که در سال گذشته، وی و «محمد جواد ظریف» در ساحل رودخانه ی «هادسون» نیویورک قدم می زدند و به نوعی پیاده روی سیاسی بین دو نفر صورت گرفت، مشخص شد که ترکیه در نظر دارد که گام به گام روابط خود را با ایران به شرایط بهتری برساند زیرا در سال های اخیر دلخوری های سیاسی در روابط دو کشور ایجاد شده بود، بنابراین یک گشایش جدیدی در روابط دو کشور صورت گرفت و پس از آن نیز دیدارهای رسمی وزیر امور خارجه و نخست وزیر ترکیه از ایران انجام گرفت و سپس آقای روحانی به دعوت رسمی آقای عبدالله گل رییس جمهوری ترکیه به این کشور سفر کرد. 

در عرصه ی داخلی ترکیه هم این نکته قابل توجه است که اگرچه مسایل و تحول های داخلی در هر کشوری صورت می گیرد اما در یکسال گذشته ترکیه دستخوش بحران های اجتماعی بوده است که به هرشکل ممکن دولت آنکارا و شخص اردوغان را با چالش هایی رو به رو کرده است و بنابراین همین چالش ها در داخل، به نقد کشیدن سیاست خارجی ترکیه از جمله در روابط با همسایگان این کشور منجر شده است؛ چنانچه بسیاری معتقدند که نظریه ی «تنش صفر با همسایگان» کارکرد خود را برای این کشور از دست داد و ترکیه دچار تنش بیشتری با همسایگان خود شد. در چنین شرایطی به نظر می رسد که بازگشت دوباره یی در روابط تهران و آنکارا ایجاد شده است. البته ذکر این نکته مهم و ضروری است که روابط ایران و ترکیه، تابع منحنی ضرورت های همسایگی و پیوندهای دیرینه ی فرهنگی و همچنین ملاحظه های سیاسی دو کشور قرار دارد و به گفته ی خود آقای داووداوغلو از سال 1639 میلادی و بسته شدن قرارداد «قصرشیرین» بین ایران و عثمانی، تا کنون اختلاف مرزی بین دو کشور وجود نداشته است؛ پس بدین ترتیب روابط پایداری بین ایران و ترکیه (عثمانی) برقرار بوده است. 

روابط دو کشور در دهه های اخیر هم شاهد حفظ مناسبات تهران و آنکارا و مداخله نکردن دو کشور در امور داخلی یکدیگر بوده است که هم تهران و هم آنکارا بدین اصل پایبند بوده اند. پس 3 عامل پیوندهای ساختاری بین ایران و ترکیه، ضرورت های همسایگی و مداخله نکردن کشورها در امور داخلی یکدیگر سبب پایدار ماندن روابط شده است و در یکسال اخیر هم تحول های داخلی دو کشور بر علاقه مندی دو طرف برای گشایش هرچه بیشتر در روابط خود موثر بوده است. در عرصه ی بین المللی هم عامل مهمی که بر روابط کلی ایران و جامعه ی جهانی بی تاثیر نیست، مساله ی گفت و گوهای بین ایران و گروه 1+5 و همچنین بحث نگاه جدید به پرونده ی هسته یی ایران و رایزنی ها و علاقه مندی کشورهای اروپایی برای تقویت و بهبود روابط خود با ایران در کنار بحث علاقه ی آن ها به سرمایه گذاری در ایران است که گشایش جدیدی را در روابط بین المللی نسبت به ایران ایجاد کرده است که همین مساله برای ترکیه نیز به عنوان عامل بسیار تعیین کننده یی بوده است؛ زیرا ترکیه از پیوندهای اقتصادی قوی با ایران برخوردار است که این گشایش بین المللی در روابط ایران با دیگر کشورها می تواند به نفع اقتصاد ترکیه هم باشد؛ ضمن اینکه برای مقام های ترکیه این نکته به طور کامل روشن است که گرایش بیشتر به توسعه ی مناسبات با ایران به نوع نگاه منطقه یی آن ها و ایجاد یک موازنه ی منطقه یی برای ترکیه نیز کمک می کند. 



سوال: مهمترین شاخص های همگرایی دو کشور که می تواند به شراکت هرچه بیشتر تهران و آنکارا منجر شود چیست؟ از طرف دیگر به نظر شما چه مسایلی می توانند سبب واگرایی بین دو طرف شود؟ 

**کاکایی: اگر تعریف از همگرایی پیوند دو کشور در قالب نظریه ی همگرایی باشد، به نظر من چنین وضعیتی در روابط دو کشور به چشم نمی خورد. اما می توان گفت که در واقع ترکیه با اتخاذ رویکرد عمل گرایی در روابط خود با ایران حرکت کرده است و چرخش سیاسی این کشور در یکسال اخیر بیشتر عملگرایانه بوده است که عوامل متعدد آن را هم اشاره کردم. اما درعرصه ی نوع نگاه بین المللی به روابط ایران و ترکیه، آنکارا از متحدان راهبردی غرب به حساب می آید که هرگز از این خط خارج نخواهد شد و تعریفی هم که در رابطه ی خود با ایران انجام می دهد، در قالب کلی خود محدود می ماند. اگر به چندسال گذشته برگردیم، این کشور یک نقش میانجی در ارتباط با مساله هسته یی در روابط بین ایران، اروپا و آمریکا بازی می کرد و هم اکنون با تغییر های صورت گرفته و رویکرد جدید ایران در عرصه ی بین المللی که منجر به حل و فصل مسایل بین ایران و غرب بوسیله ی خودمان شده است، چه بسا در نگاه دیگر هم اکنون ایران می تواند کمک کننده به پیشبرد سیاست های ترکیه در جهت بازیابی روابط با همسایگان این کشور از جمله روابط آنکارا با بغداد باشد. به این معنی که ایران این قابلیت را دارد که نقش یک شبه میانجی را بین عراق و ترکیه داشته باشد. بنابراین این ویژگی عملگرایی روابط بین ایران و ترکیه، تابع ضرورت های همسایگی دو کشور هم است. جغرافیای سیاسی، عامل بسیار موثری در این اصل مهم است که نه ایران و نه ترکیه نمی توانند یکدیگر را نادیده بگیرند؛ به این معنی که در موازنه های منطقه یی هر دو کشور به طور الزامی به هم نیازمند هستند و در شرایط کنونی، این نیاز بیشتر هم به چشم می خورد و به نظر می رسد که روی کار آمدن دولت تدبیر و امید در تهران، در عرصه ی منطقه یی و جهانی به بازآفرینی نگاه ترکیه نسبت به گسترش روابط با ایران و پیشتازی این کشور نسبت به توسعه ی روابط با کشورمان منجر شده است. دیدار روحانی از ترکیه با توجه به تمام مسایل و موضوع هایی که در آن مطرح است، بیانگر اهمیت ترکیه به این بازآفرینی و تقویت هرچه بیشتر در روابط خود با تهران است.



سوال: برخی از تحلیلگران برخورداری تهران و آنکارا از رویکرد عملگرایانه در سیاست خارجی را از عوامل نزدیک شدن بیش از پیش دو طرف می دانند، دیدگاه شما در این ارتباط چیست؟ اگر موافقید، جنبه های مختلف این رویکرد چیست؟ 

**کاکایی: من عملگرایی در روابط ایران و ترکیه را بیشتر به بنیاد فکری و سیاست هر دو کشور مرتبط می دانم. در این عملگرایی، عواملی از جمله مسایل جغرافیای سیاسی، تجربه ی سال های اخیر دو کشور در اتخاذ رویکردهای متفاوت نسبت به خاورمیانه و به چالش آمدن سیاست فعال منطقه یی که ترکیه در پیش گرفته بود، حایز اهمیت است و این عملگرایی موجب بازگشت واقع گرایی سیاسی به ترکیه محسوب می شود. شاخصه ی دیگر عملگرایی موجود در سیاست خارجی ایران و ترکیه، تابع منافع ملی و امنیتی دو کشور هم محسوب می شود. 

ویژگی دیگر عامل اقتصاد است که بسیار تاثیرگذار است و در سال های گذشته هم به رغم وجود محدودیت ها و فضای کلی که علیه ایران وجود داشته است، همکاری های اقتصادی دو کشور قابل دفاع بوده است و همواره این گرایش به افزایش همکاری با تهران در طرف ترک وجود داشته است. با وجود رخ دادن نوعی دلخوری سیاسی در روابط بین ایران و ترکیه به دلیل ایجاد بحران سوریه، بنیاد های روابط دو کشور ضربه نخورد و شاهد پایداری هرچه بیشتر روابط بودیم. 

اکنون شاید سیاست عملگرایانه به اراده ی سیاسی حاکم بر دو کشور که معطوف به گسترش مناسبات آنهاست،کمک کند و در بستر جدیدتری، تعریف بدیعی که دو کشور از روابط خود ارایه می دهند، می تواند به بازآفرینی قابلیت ها و آنچه به عنوان ظرفیت های روابط تهران و آنکارا مطرح می شود، کمک بکند. هم اکنون در عرصه ی اقتصادی، حجم روابط ایران و ترکیه نزدیک به 20 میلیارد دلار است. در 4 ماهه ی نخست سال جاری میلادی، ارزش روابط تجاری دو کشور نزدیک به 4.5 میلیارد دلار بوده است، اما خیلی ها معتقدند که این پایان ماجرا نخواهد بود، از آن جهت که بستر کلی برای روابط ایران و ترکیه فراهم است اما به شناخت بیشتر از طریق نشست های مشترک از جمله همین شورای همکاری های راهبردی دو کشور وابسته است که از اهمیت زیادی برخوردار است و در واقع نشان دهنده ی راهکار جدیدی در خصوص گسترش روابط ایران و ترکیه است. به همین دلیل، این مساله نشان دهنده ی این است که هر دو کشور در یک محیط و شرایط جدیدی قرار دارند.


سوال: به نظر می رسدکه رابطه ی آنکارا با بغداد دوره یی از تنش را سپری می کند. رویکرد جدید دولت آنکارا در انتقال نفت خام اقلیم کردستان عراق برای صادرات به بندر جیهون ترکیه، بار دیگر موجب بالا رفتن تنش ها میان دو کشور شده است؛ تنش هایی که وارد سومین سال خود شده است و با دادن پناهندگی ترکیه به «طارق الهاشمی» معاون فراری رییس جمهوری عراق آغاز شد. با وجود روابط مناسب و رو به پیشرفت ایران با این دو کشور، ظرفیت تهران برای میانجیگری نسبت به حل این معضل منطقه یی را چه اندازه می دانید؟ رویکرد این دو کشور را نسبت به میانجیگری احتمالی ایران چطور پیش بینی می کنید؟ 

**کاکایی: ایران و ترکیه در رویکردهای منطقه یی خود در روابط با کشورهای دیگر خاورمیانه، هریک مبتنی بر منافع خود به تعریف سیاست خارجی خود می پردازند و در این میان، روابط کنونی ترکیه با دو همسایه ی دیوار به دیوار خود یعنی سوریه و عراق دچار تنش شده است و در مقابل، ایران با این دو کشور روابط متفاوت تری از ترکیه دارد. در این میان این پرسش مطرح شده است که آیا نوع روابط ایران و ترکیه به تعدیل رفتار سیاسی آنکارا در قبال سوریه و عراق منجر خواهد شد که در نگاه اول من معتقدم که اگر تغییری اساسی مد نظر است، به این تغییر منجر نخواهد شد و ترکیه به طور ساختاری، تغییرهایی بنیادین در سیاست خود نسبت به سوریه و عراق نخواهد داد. اما روند تحول های منطقه در یکسال اخیر، سبب شده است که ترکیه خود به شکلی نسبت به تعدیل دیپلماسی خود در ارتباط با این کشورها اقدام بکند، به دلیل آنکه در عرصه ی داخلی هم سیاست های دولت اردوغان مورد انتقاد است؛ در این ارتباط که همسایگان را رها کرده است و به نوعی به منازعه (تقابل) با همسایگان روی آورده است که این در نقطه ی مقابل نظریه ی سیاست چند سال گذشته ی تنش صفر با همسایگان این کشور است که مانور زیادی هم روی آن صورت گرفته بود. بنابراین در چنین شرایطی این نکته قابل توجه است که به میزانی که روابط ایران و ترکیه در قالب جدیدی قرار بگیرد و در شکل جدید خود به قامت برسد، بر نوع رفتار دو کشور در قبال دیگر کشورهای منطقه هم بی تاثیر نیست؛ به این معنی که این نوع تعامل بین ایران و ترکیه شاید به شکلی از توصیه های سیاسی منجر بشود، از آن جهت که ترکیه را متقاعد به تغییر در رفتار سیاست خارجی خود بکند؛ ضمن اینکه این تغییر در رفتار تابعی از مولفه های (پارامترهای) منطقه یی است و کشورها سیاست خارجی خود را زیر تاثیر دیگر کشورها و منافع و ملاحظه های آن کشور تنظیم نمی کنند، بلکه سیاست خارجی هر کشور، مبتنی بر اهداف و منافع ملی است که آن کشور برای خود تعریف کرده است. پس از آن جهت می توان گفت که در ارتباط با میانجیگری ایران بین ترکیه و عراق قابلیتی وجود دارد که تنش های بین عراق و ترکیه برآمده است، به خصوص اینکه با توجه به مساله ی انتقال و خرید نفت از اقلیم کردستان عراق و همچنین نوع نگاه آنکارا نسبت به روند سیاسی عراق و جبهه بندی های موجود در این کشور، اگر صحبتی از میانجیگری بین ترکیه و عراق بشود- با وجود اینکه چنین بحثی تاکنون مطرح نشده است-، این امر امکان پذیر است. البته خیلی ها معتقدند که نوع روابط تهران و آنکارا و گسترده شدن آن می تواند به طور غیر رسمی بر نوع روابط ترکیه با دیگر کشورها از جمله عراق و سوریه سایه بیفکند.



سوال: با توجه به اینکه سران دو کشور مصمم به رساندن سطح روابط تجاری دو کشور به 30 میلیارد دلار در سال 2015 هستند، چه حوزه های تجاری و اقتصادی را برای سرمایه گذاری، به منظور کسب منفعت بیشتر پیشنهاد می کنید؟ 

**کاکایی: بستر همکاری های ایران و ترکیه در زمینه ی اقتصادی فراهم است و این تابعی از چند موضوع مهم است و تنها یک بحث نظری محسوب نمی شود. در سال های گذشته حرکت ها و تلاش های زیادی در این راستا انجام گرفته است؛ برای مثال راه اندازی خط لوله ی انتقال گاز ایران به ترکیه یکی از این موارد است که البته به اختلاف هایی بر سر قیمت گاز صادراتی منجر شده است؛ اما با توجه به اینکه ترکیه یک مشتری بزرگ گاز ایران است، همین کمیسیون های مشترک اقتصادی دو کشور می توانند به رفع اختلاف هایی که به دادگاه بین المللی داوری هم کشیده شده است، اقدام کنند. پس وجود بسترهای مناسب اقتصادی مهم است که می توان به اقدام هایی که در زمینه ی حمل و نقلی (ترانزیتی)، راه های مواصلاتی، خطوط انتقال انرژی از جمله انتقال گاز، گفت و گوها در زمینه ی انتقال گاز ایران به اروپا به عنوان بسترهای همکاری مشترک اشاره کرد. 

مسایل مرتبط با سرمایه گذاری و فراهم کردن امکان حضور بیشتر سرمایه گذاران در ایران و ترکیه از جمله شرکت ها و صاحبان صنایع از دیگر موارد است. برای مثال در سال های اخیر شاهد حضور بیشتر مقاطعه کاران ترک در ایران بوده ایم. پس سازماندهی نوع سرمایه گذاری ها و سمت و سو دادن به آن ها و رفع موانع و مشکل های بیمه یی و همین طور شناخت راه های رسیدن به هدف گذاری انجام شده برای رسیدن به مرز 30 میلیارد دلار در روابط تجاری دو کشور که چند سال پیش از این برای سال 2015 تعریف شده است، مهم است. حجم مبادله های دو کشور در 4 ماهه ی نخست امسال نسبت به پارسال حدود 17 درصد کاهش پیدا کرده است. اگر تصور بکنیم که روابط اقتصادی تهران و آنکارا به 20 میلیارد دلار نزدیک شده است، پس پرکردن این فاصله ی 10 میلیارد دلاری در این یکسال، تابع تنظیم قراردادهای تجاری و اقتصادی و رفع مشکل های مربوط به سیاست های خرید انرژی و همچنین در عرصه ی بین المللی متغیر مهمتر مساله ی رفع تحریم های بین المللی علیه ایران است که به هرشکل در کاهش روابط تجاری ایران و ترکیه تاثیرگذار بوده است. بنابراین ترکیه در قالب اولویت دادن به اقتصاد خود که در سال های اخیر از رشد قابل توجهی هم برخوردار بوده است، به طور حتم به توسعه ی تجاری و سرمایه گذاری بیشتر نه تنها با ایران بلکه با کل منطقه ی خاورمیانه و حوزه ی خلیج فارس نظر دارد، پس نوع قراردادهای اقتصادی و تجاری که بین دو کشور بسته می شود باید متضمن رسیدن به آن تعریف و هدف اولیه صورت گرفته در روابط تجاری دو کشور باشد. 



سوال: بحث شکایت گازی ترکیه از ایران در دادگاه بین المللی داوری را که نسبت به قیمت گاز فروخته شده بوسیله ی تهران به آنکارا صورت گرفته است، در روابط دو کشور چقدر تاثیر گذار می دانید؟ سرنوشت آن را چگونه می بینید؟ 

**کاکایی: شکایتی که طرف ترک در ارتباط با قیمت گذاری گاز صادراتی از ایران کرده است، هم اکنون به شکلی مسکوت مانده است اما گفت و گوهایی که بین کمیسیون های اقتصادی دو طرف در نزدیک کردن دیدگاه های دو کشور در ارتباط با قیمت گذاری های جدید انجام می شود، می تواند در ناتمام گذاشتن این شکایت تاثیرگذار باشد. نکته ی قابل توجه اینکه طرف ترک همواره ملاحظه های اقتصادی خود را حفظ می کند، به این معنی که زیر تاثیر شرایط احساس از منافع خود نمی گذرد، بنابراین این موارد در مسایل دو کشور غیرقابل انکار است.



سوال: کارشناسان، حوزه ی فرهنگ و تمدن مشترک دو کشور را از عوامل پیوند خوردن دو ملت ایران و ترکیه می دانند. به نظر شما با وجود این ظرفیت گسترده ی فرهنگی، تا چه اندازه از این ظرفیت در گسترش روابط دوجانبه بهره برداری شده است؟ 

**کاکایی: وقتی که از روابط بین دو کشور به طورکلی و عام صحبت می کنیم، عبارتی به عنوان «عمق راهبردی(استراتژیک)» مطرح می شود. در اینجا منظور از عمق راهبردی برای نشان دادن میزان پیوندها، علایق و اشتراک های فرهنگی دو کشور به کار می رود. در این نوع روابط، بین دو کشور پیش از آنکه نوعی نگاه سیاسی حاکم باشد، پیوندهای مردمی و بنیادین حاکم است که در ارتباط با روابط ایران و عراق این متغیر به طور کامل قابل استناد است و نفوذ ایران در عراق یک نفوذ معنوی و فرهنگی است تا اینکه یک نفوذ سیاسی باشد و در ارتباط با ترکیه هم به همین شکل است. زندگی و رفت و آمد مستمر بین اقوام ایرانی و ترک با وجود کشمکش های سیاسی که در چندین سده ی پیش وجود داشته است، ارتباط ها و پیوندهای زبانی، فرهنگی و ادبی دو کشور را غیرقابل کتمان کرده است. مصادیق این پیوندها هم بسیار زیاد است. 

حضرت «مولانا» یک عامل بزرگ در پیوند فرهنگ و ادبیات ایران و ترکیه بوده است. ضمن اینکه باید به پارسی زبانان آناتولی اشاره کرد و اینکه ارتباط بین دو کشور درگذر ایام حفظ شده است. پس این پیوندها از گذشته وجود داشته است و تنها بخشی از رفت وآمدهایی که بین ایران و ترکیه صورت می گیرد، جنبه ی گردشگری دارد؛ بخش دیگری از آن ها تابع علایق دو ملت است. بنابراین پیوند زبانی، فرهنگی و اشتراک ها در روحیات ایران و ترکیه، همه مولفه های فرهنگی هستند که به این پیوندها قدمت و قامت بخشیده اند و به همین دلیل است که ضرورت های همسایگی حاکم بر روابط ایران و ترکیه است و بخشی از این فعالیت های تجاری، اقتصادی و .. ریشه در این پیوندها دارد و این نکته را نباید نادیده گرفت که باید توجه بیشتری به علایق و اشتراک های بین ایران و ترکیه بشود و همانگونه که از محیط و جغرافیای سیاسی دو کشور سخن گفته می شود باید به عرصه ی ادبیات، فرهنگ و هنر و پیوندها و ساختارهای ارتباطی که در گذر ایام بین ایرانیان و ترکان وجود داشته است، مدنظر قرار بگیرد. 



سوال: به نظر می رسد که دو عنصر «همکاری» و «رقابت» به وی‍ژگی های ذاتی روابط تاریخی تهران و آنکارا بدل شده است. به نظر شما سیاست های دو کشور چگونه باید تنظیم شود تا هرچه بیشتر به سوی همکاری های مشترک و رقابت مثبت سوق پیدا کند و از رقابت به سوی تقابل ناخواسته منحرف نشود؟ 

**کاکایی: کشورها در سیاست خارجی تابع منافع و اهداف ملی خود هستند؛ به این معنی که تنظیم سیاست خارجی هر کشور مبتنی بر توان و نوع راهبردهایی است که برای آن ها تعریف شده است. بنابراین رقابت و رفاقت در ارتباط با ایران و ترکیه یک حرکت ذاتی بوده است. زیرا نوع نگاه ایران و ترکیه به مناسبات منطقه یی خود، گاهی در تقابل با یکدیگر قرار دارد. آنجا که بحث از روابط دوجانبه مطرح است، عنصر همکاری تاثیرگذار است؛ زیرا منافع دو کشور در مسیری منتهی به نفع هر دو کشور قرار دارد و از این روابط و همکاری دوجانبه، هردو کشور سود می برند. ضمن اینکه چنین همکاری هایی می تواند در نگاه دو کشور به همکاری های منطقه یی و اضافه کردن شریکان دیگر کمک بکند. در این ارتباط می توانیم به وجود ایران و ترکیه به عنوان عضوی از کشورهای سازمان «اکو» اشاره بکنیم که با وجود اینکه شامل همکاری های چندان قدرتمندی نیست اما به تقویت مناسبات منطقه یی منجر شده است. 

اما به طور الزامی اینگونه نیست؛ چراکه رقابت های ایران و ترکیه در منطقه تابع 3 عامل اصلی است. عامل اول نگرش سیاسی متفاوت دو کشور به محیط سیاسی خاورمیانه است. عامل بعدی رقابت های ذاتی در عرصه ی اقتصادی و تجاری و همچنین سرمایه گذاری های دو کشور در منطقه ی خاورمیانه، خلیج فارس و آسیای مرکزی است. عامل سوم هم وجود نوعی از تقابل ایدیولوژیک در نگرش ایران و ترکیه به مسایل منطقه یی است و آنجا که بحث از سیاست توازن منطقه یی مبتنی بر عناصر جغرافیای سیاسی می شود، مشخص است که پیوندها بین ایران و ترکیه قوی است اما در نقاط دیگری که ترکیه در مسیر نقش فعال منطقه یی حرکت می کند، به این معنی است که می خواهد نقش بازیگران دیگر را کمرنگ بکند یا به عبارت بهتر نقش خود را نسبت به بازیگران رقیب از جمله ایران در خاورمیانه پررنگ تر بکند. به همین دلیل است که نوع ارتباط ترکیه با عربستان، قطر، شورای همکاری خلیج فارس، مصر و سوریه و... متفاوت از ایران است و این موضوع در قالب رقابت های منطقه یی قابل طرح است. اما به طور کلی بخش زیادی از رقابت های موجود بین ایران و ترکیه در عرصه ی سیاست و اقتصاد، بین کشورهای مختلف طبیعی است و تابع نگاه سودمدارانه و چگونگی بازیگردانی این بازیگران در عر صه ی سیاست های منطقه یی آن ها است و این رقابت ها طبیعی است. به عنوان جمع بندی، بازگشتی که در روابط بین ایران و ترکیه در یکسال اخیر رخداده است، در جهت ترمیم روابط است و این بهبودی و گشایش در روابط ایران و ترکیه، می تواند سطوح اصطکاکی سیاست خارجی دو کشور در خاورمیانه را کم بکند. 



سوال: چشم انداز روابط ایران و ترکیه را در دولت تدبیر و امید چگونه می بینید؟ 

**کاکایی: چشم انداز مثبتی که در روابط ایران و ترکیه با توجه به فعال شدن دیپلماسی دو کشور و شدت گرفتن رفت و آمدها بین تهران و آنکارا و برقراری مستمر نشست های اقتصادی ایجاد شده است، نشان می دهد که اکنون اراده ی سیاسی حاکم بر دو کشور، معطوف برگسترش روابط است. اراده ی سیاسی از آن جهت مهم است که می تواند سمت و سو دهنده و تشویق کننده به پیوندهای اقتصادی و فرهنگی روابط دو کشور باشد و به همین دلیل است که در عرصه ی تجارت و اقتصاد، برآورد مثبتی نسبت به گسترش روابط وجود دارد و فکر می کنم که دیدار رسمی آقای روحانی از ترکیه هم پایه گذار تعریف جدیدی خواهد بود که دو کشور از روابط خود کرده اند. پس به طور کلی و با توجه به ضرورت های همسایگی، جغرافیای سیاسی و موضوع های محیط سیاسی در منطقه ی خاورمیانه و در روابط ایران و ترکیه، دو کشور نمی توانند یکدیگر را نادیده بگیرند. 
 

ارسال نظر

اخبار استان
آرشیو
اخبار کشور
آرشیو