کد خبر: 5355

تاریخ خبر:

درگیری های سیاسی ایران و عربستان ریشه ای دیرینه ای دارد. بررسی پیشینه روابط این دو کشور نشان می دهد، عربستان همواره کوشیده است با ایجاد اصطکاک در بسیاری از عرصه ها تقابل خود را با ایران هویدا سازد و سودای به تحقق رساندن این توهم، که قدرت بلامنازع منطقه است سبب شده، تا از هر ائتلافی علیه ایران حمایت کند.

 درگیری های سیاسی ایران و عربستان ریشه ای دیرینه ای دارد. بررسی پیشینه روابط این دو کشور نشان می دهد، عربستان همواره کوشیده است با ایجاد اصطکاک در بسیاری از عرصه ها تقابل خود را با ایران هویدا سازد و سودای به تحقق رساندن این توهم، که قدرت بلامنازع منطقه است سبب شده، تا از هر ائتلافی علیه ایران حمایت کند.

چالش در رابطه این دو، یک بار در قالب تلاش سعودی ها برای تغییر نام خلیج فارس بروز و ظهور می یابد و در مراحل بعدی  نقش عربستان برای جدایی بحرین از ایران، درگیری ها بر سر جزایر سه گانه، حمایت از صدام در طول جنگ تحمیلی، مشارکت در رسوایی طبس، سیاست های ضد ایرانی برای رکود در آمدهای نفتی ایران، حمایت از تمام تحریم ها بر علیه جمهوری اسلامی و بی احترامی تاریخی به حجاج ایرانی تنها بخش هایی از اقدامات مخرب این دولت، برای تضعیف ایران به شمار می رود.

بسیاری از تحلیلگران، سعودی ها را پدر خوانده داعش می دانند. اگرچه ادعاهای ضد تروریستی عربستان و هم کیشان غربی اش گوش فلک را کر کرده؛ اما این ارتباط و حمایت به قدری هویداست که روزنامه صهیونیستی هاآرتص نیز از برخورد دوگانه حکام عرب سعودی با تروریست ها و داعش اظهار نگرانی کرده و به این موضوع می پردازد که علی رغم داعیه داری عربستان برای مبارزه با گروه های تندرو، اما حمایت های مادی از ایدئولوژی های خشونت طلبانه چهره ای دوگانه از این دولت در عرصه بین المللی به وجود آورده است.

هم چنین «رابرت فیسک» روزنامه نگار مشهور روزنامه «ایندیپندنت» معتقد است، داعش با کمک های میلیاردی سعودی ها به وجود آمده و هم چنان از آن حمایت می شود.

قطعا محتمل ترین نظریه، برای هدف ایجاد داعش در منطقه با همکاری مقامات سعودی و غرب، فشار به ایران برای تغییر رویه است. بررسی ساده کشورهای همسایه جمهوری اسلامی و میزان امنیت، ثبات، جنگ های داخلی و حمله های تروریست ها به آن نشان می دهد، وجود کمربندی از اغتشاش گرانِ خشونت طلب در همسایگی ایران، بیش از هرچیز برای نزدیک سازی محدوده ی خطر به جمهوری اسلامی است.

اما در روزهای اخیر رسانه های جهانی را خبری در نوردید که قرابت تفکر سعودی ها با گروه های تروریستی و داعش را بیش از پیش مبرهن ساخت. حضور شاهزاده سعودی در نشست منافقین برای تحلیل گران جهانی یک پیام بیشتر نداشت و آن اینکه عربستان، وامانده از تمامی سیاست هایی که تا کنون بر علیه ایران پیش گرفته بود، این بار حمایت خود از گروهک تروریستی را علنی می کند تا از  ابزار جدید فشار برای تضعیف ایران  رونمایی کند.

سید جعفر سید منصوری، کارشناس ارشد مسائل سیاسی، در این باره می گوید: در عرصه سیاسی حضور در چنین گردهمایی هایی پیامی واضح دارد. این حضور به منزله تأیید است و ملک فیصل به عنوان نماینده عربستان در نشست گروهک منافقین، ثابت کرد سعودی ها از هیچ تلاشی برای تضعیف و دشمنی با ایران دریغ نمی کنند.

وی درباره ریشه درگیری دیرینه ایران و عربستان می افزاید:این دشمنی بر سر عرب یا عجم بودن نیست، ذات وهابیت و رژیم آل سعود با شیعیان و ایدئولوژی جهان شمول آن ها خصومتی دیرینه دارد و از هرفرصتی برای ضربه زدن به آن استفاده می کند؛ از کارشکنی ها و اقدامات توهین آمیز در بازی فوتبال گرفته تا سطوح عالی سیاسی، عربستان همواره یکی از بزرگ ترین مخالفان جمهوری اسلامی ایران شناخته شده است.

این تحلیلگر سیاسی تأکید می کند: ایالات متحده امریکا برای این که انگشت اتهام ایرانیان و جهان اسلام را به سمتی دیگر ببرد، عربستان را به عنوان نماینده تفکر خود در منطقه برگزیده، عربستان نه تنها به دشمنی علنی با جمهوری اسلامی ایران می پردازد، بلکه هرجایی که تفکر شیعه، تفکر ضد امریکایی و تفکر ایرانی وجود دارد نیز موضع می گیرد. حضور نیروهای داوطلب ایرانی در سوریه و نقش مستشاری ایران در عراق، بیانگر این است که جمهوری اسلامی ایران و آل سعود هم اینک نیز در حال تقابل هستند، تقابلی که اگرچه دو کشور در آن مستقیما رویاروی یکدیگر قرار نگرفته اند، اما مانند مربیان دو تیم به بازیکنان خود آموزش می دهند که چگونه و کجا  نقش آفرینی کنند. سوریه و عراق برای جمهوری اسلامی، حکم بازی در خانه را دارد و مسئولان سعودی نیز به نفوذ فرهنگی ایران در کشورهای همسایه به خصوص شیعیان به خوبی واقفند.

منصوری معتقد است آل سعود به دنبال خیال پردازی های جاهلانه در جمهوری اسلامی است؛ چرا که منافقین دیگر در ایران جایگاهی ندارند و اگر مجددا بخواهند به ایران بازگردند در کوچه و خیابان ها تهران گم می شوند.

 ایشان تصریح می کند:  البته نباید از این موضوع غافل شد که ممکن است منافقین با کمک آل سعود و تجهیز توسط آن ها در اتفاقاتی مشابه فتنه  ۸۸ اقدام به یارگیری نمایند، اما ایران در سال ۸۸ تجربه بالایی در این زمینه کسب نموده و به راحتی اجازه چنین اتفاقی را نخواهد داد، با این حال باید دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی ایران از آمادگی لازم برخوردار باشد.

سید منصوری درباره عملکرد وزارت خارجه دربرابر اتفاقات اخیر می گوید: دستگاه دیپلماتیک جمهوری اسلامی ماه هاست تمام هم و غم خود را بر روی برجام و پسابرجام گذاشته و سایر وظایف آن تحت شعاع توافق با غرب قرار گرفته است، از وزارت خانه ای که نسبت به حادثه پاریس به سرعت واکنش نشان داده و پیام تسلیت می دهد انتظار می رود که از آبرو و عزت ایران با تمدنی چندین هزار ساله در برابر وهابیت جاهل و تروریست پرور دفاع کند. قصور وزارت خارجه سبب شده تا در این بزنگاه ها رهبری معظم با تیزبینی شخصا وارد صحنه شود و به توهین ها پاسخ دهد. علاوه بر این ها وقتی مردم می بینند که دستگاه دیپلماسی پاسخی برای اینگونه رفتارها ندارد، با ایجاد کمپین ها و گروه های مجازی از هویت خود دفاع می کنند.

ایشان اظهار می دارد: دستگاه خارجه ایران یکی از با سواد ترین هیئت چند دهه اخیر را دارد. بنابراین نمی توان ریشه این عدم پاسخگویی را در ناتوانی یا ضعف آگاهی جستجو کرد. اما به نظر می رسد در سطح عالی مقامات کشوری کسانی هستند که هنوز به غرب خوشبین اند و حاضر نیستند دست به اقداماتی بزنند که دوستی های بین المللی شان خدشه دار شود.  آن ها به خوبی به رابطه آل سعود و غرب واقفند و همین هم موجب می شود گاها محتاطانه با اتفاقات برخورد کنند.

 این تحلیلگر ارشد سیاسی، بزرگترین ضعف دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم را عدم زمان شناسی می داند و می افزاید: در شرایطی که دشمنان و متحدانشان از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی دریغ نمی کنند ما در دنیا به دنبال تنش زدایی هستیم. دیپلماسی لبخند همه جا جواب نمی دهد. چگونه می توان با عربستانی که بزرگترین حامی داعش و تروریست ها در منطقه است تنش زدایی نمود و در برابر توهین های بی شرمانه آن ها به جمهوری اسلامی ایران واکنشی مناسب نشان نداد؟ پاسخگویی صحیح و به موقع و یارگیری های سیاسی، حداقل کاری است که دستگاه دیپلماسی دولت روحانی می تواند اقدام به انجام آن نماید.

سید منصوری آینده تقابل ایران و عربستان را این گونه توصیف می کند:آینده را باید در  چگونگی بازی سیاسی این دو کشور و چیدمان مهره ها و نحوه حرکت و نقش آفرینی آنها ارزیابی کرد. ایران ویژگی هایی دارد که عربستان ندارد، ایران رهبری مدبر دارد که بارها آینده نگری او جهانیان را مبهوت نموده، ایران نظامیانی دارد که نه تنها در داخل کشور بلکه در سطوح بین الملل به عنوان اسطوره شناخته شده هستند، ایران پشتوانه ای به نام انقلاب اسلامی دارد که از آن به عنوان زلزله سیاسی در عرصه بین الملل یاد می شود، ایران بیش از ۱۰ میلیون نیروی شهادت طلب دارد، این ها دست برتری است که ایران مقابل آل سعود دارد؛ اما عربستان تنها دلخوش به هم پیمانان غربی خویش است.

همان طور که بر می آید نشست منافقین در پاریس و قرابت ترکی فیصل با هردو گروه، از اتحادی با محورهای غربی، عربی، عبری علیه ایران پرده بر می دارد که حاوی پیام های سیاسی و امنیتی خاصی است. ائتلافی که می کوشد ایران را از مسیر قدرت یابی روزافزونش باز دارد و با تشدید تحریم ها، ایجاد اختلافات داخلی و درگیر کردن مقامات نظامی و دولتی ایران، جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی سازد.

به هرحال باید منتظر ماند و دید آیا دولتمردان به این رفتارهای ساختارشکنانه سعودی ها و غرب پاسخ خواهند داد یا خیر و آیا عربستان، پس از رسوایی های متعددی که در اقدامات ضد ایرانی خود به دست آورده می تواند از نمد منافقین برای خود کلاهی بسازد؟!


منبع:گلستان24

ارسال نظر

اخبار استان
آرشیو
اخبار کشور
آرشیو