کد خبر: 7774

تاریخ خبر:

فردی که گفته می‌شود مشاور رئیس‌جمهور روحانی است، بصورت تلویحی خواستار دوری‌گزینی نظام اسلامی از مقولات مورد حساسیت آمریکا شد.

به گزارش زاهدان‌نیوز،«وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه‌لای اخبار و مطالب رسانه‌های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل‌ها و پیشینه‌هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می‌گذاریم. ۷:۳۰ هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.

 

*** 

 

سران چپ علیه روحانی؛ آغاز فرایند طلاق سیاسی اصلاحات از روحانی؟!

«علی شکوری‌راد» دبیر کل حزب اتحاد ملت به تازگی در بخشی از یک مصاحبه با روزنامه شرق در اشاره به چینش کابینه رئیس‌جمهور روحانی از کاهش نقش اسحاق جهانگیری و افزایش نقش واعظی و نهاوندیان ابراز نگرانی کرد!

او همچنین گفته است:

«عدم توجه به نظرات آقایان محمد شریعتمداری و مرتضی بانک به‌عنوان رؤسای ستادهای انتخاباتی رئیس‌جمهوری هم دلیل دیگری برای نگرانی است. هم‌زمان، شنیده می‌شود آقایان نهاوندیان و واعظی به‌شدت در چینش کابینه تأثیرگذار شده‌اند. همین نزدیکی سبب افزایش نگرانی اصلاح‌طلبان شده است، چون مسیرهای ارتباطی اصلاح‌طلبان با آقای روحانی در درجه اول آقای جهانگیری بود و بعد آقای شریعتمداری. علاوه‌براینها توییت‌های آزاردهنده حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس‌جمهوری، هم اصلاح‌طلبان را به بحث چینش کابینه حساس کرده و موجب شده است که این فضای نگران‌کننده تشدید شود.»[۱]

 

*قبل از شکوری راد، عبدا... نوری از فعالان اصلاح‌طلب نیز به تازگی طی اظهاراتی، صراحتاً از نحوه چینش کابینه دوم رئیس‌جمهور روحانی انتقاد کرده بود.

به گزارش جماران، او در یک دیدار سیاسی گفته بود:

اخباری که از قابلیت و توانمندی بخشی از ترکیب کابینه پیشنهادی به گوش می‌رسد چنانچه صحت داشته باشد نگران کننده است.

نوری افزود:

جمله‌ی خود ایشان(روحانی) را تکرار می کنم که شما نمی توانید رای خود را از ۲۴ میلیون نفر بگیرید و حرف آن ۱۶ میلیون نفر را عمل کنید، البته حقوق آن ها باید محفوظ باشد. فاصله گرفتن از وعده های انتخاباتی قطعا پیام امیدبخشی نسبت به ۲۴ میلیون رأی دهنده نخواهد داشت.

این فعال سیاسی جریان چپ همچنین تأکید کرد:

همه‌ی نگرانی اصلاح‌طلبان این است که اگر وعده ها و شعارهای انتخاباتی آقای روحانی فراموش و به بایگانی سپرده شود، اعتماد مردم آسیب می بیند و کشور ضرر می‌کند. برای تحقق این وعده ها باید کسانی که به آنها ایمان دارند، در کابینه حضور داشته ‏باشند چرا که در غیر این صورت، پیش از همه برای خود آقای روحانی مشکل ایجاد می‌شود.[۲]

برخی تحلیلگران بر این باورند که از آنجا که رئیس‌جمهور روحانی و اصلاح‌طلبان دیگر به هم نیاز ندارند و از طرفی هر دو سمت ماجرا نیز حاضر به قبول مسئولیت برخی رفتارهای دیگری نیست؛ لذا قاعدتا روند طلاق این دو نحله سیاسی می‌بایست از بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ آغاز می‌شد. مقوله‌ای که پیروزی تامّ و تمام اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس و شورای شهر تهران نیز بر احتمال وقوع آن افزوده است.

از طرفی جریان اصلاحات با رفتارهایی مثل عدم ارائه بیانیه رسمی در حمایت از رئیس‌جمهور روحانی، عدم تشکیل ستاد انتخاباتی برای او و اعلام اینکه آقای روحانی نامزد رسمی ما نیست؛ در انتخابات ۹۶، راه آینده را به زعم خود همواره کرده است.

آگاهان سیاسی می‌گویند، حملات و فشارهای گسترده جریان سیاسی خاص به روحانی برای سهم‌خواهی از کابینه که طی هفته‌های اخیر صورت گرفت و هم‌اکنون نیز به ابراز نگرانی‌های شکوری‌راد و عبدا... نوری رسیده است، از اول هم نه لزوما با هدف قرار گرفتن چهره‌های اصلاح‌طلب در کابینه که با هدف آغاز فرایند طلاق سیاسی شکل گرفت.

طرح اصلاح‌طلبان برای «عبور از خاتمی» در اواخر دولت دوم اصلاحات و رنگین‌تر نبودن خون رئیس‌جمهور روحانی از لیدر اصلاح‌طلبان نیز شاهدی برای قوام بیشتر تحلیل اشاره شده است.

گفتنیست، عبدا... ناصری، از اعضای شورایعالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان نیز به تازگی از کابینه اول رئیس‌جمهور روحانی با کنایه «ناکارآمد و ناهماهنگ» یاد کرده بود.[۳]

 

***

 

سریع‌القلم: به فاصله گرفتن از کانون مدارهای حساسیت‌ آمریکا نیاز داریم!

محمود سریع‌القلم، از استادان اصلاح‌طلب و فردی که گفته می‌شود مشاور رئیس‌جمهور روحانی است، به تازگی طی یادداشتی با عنوان «آیا سیاست خارجی ما موفق است» که سایت جماران و روزنامه همبستگی آنرا بازنشر دادند، نوشت:

«با توجه به حساسیت‌های تاریخی و سیاسی، بهترین شرکای تجاری، اقتصادی و سرمایه‌ای برای ما، کشورهای غرب اروپا و ژاپن هستند زیرا که توان سیاسی و نظامی آن‌ها بسیار محدود است. اما برای اینکه این امر تحقق پیدا کند، به نظر می‌رسد کشور نیاز به فاصله گرفتن از کانون مدارهای حساسیت‌ آمریکا را دارد. در داخل کانون مدارهای حساسیت آمریکا بودن، کشور را در سطح حفظ امنیت ملی نگه می‌دارد؛ وضعیتی که بسیاری از کشورهای منطقه را خوشحال می‌کند زیرا فرصت پرداختن به اقتصاد ملی، تعامل سازنده و افزایش ثروت ملی را از ما می‌گیرد. بدون سرمایه و امکانات، فرهنگ و تمدن نیز رو به افول می روند. آحاد جامعه هم مجبور می‌شوند در حد بقا زندگی کنند.»[۴]

 

*معانی واضحی که از عبارت «کانون مدارهای حساسیت آمریکا» به ذهن متبادر می‌شود عبارتند از: «حضور ایران در سوریه»، «حضور مستشاری ایران در عراق»، «تعاملات مثبت ایران با کشور روسیه»، «حمایت ایران از فرایند بیداری اسلامی»، «پشتیبانی ایران از حماس»، «دشمنی نظام اسلامی با رژیم صهیونیستی»، «حمایت جمهوری اسلامی ایران از مردم یمن و انصارا...»، «کمک تسلیحاتی ایران به ارتش لبنان»، «حمایت برادرانه از کشور قطر» و...

اکنون آقای سریع‌القلم باید توضیح بدهند که آیا منظور صریح ایشان این است که برای پیشرفت اقتصادی و فربه شدن بیشتر، باید از این سیاست‌های عقلانی و اسلامی دست برداریم؟!

سریع‌القلم طی ۴ سال اول دولت آقای روحانی اظهارات قابل تأمل بسیاری را مطرح کرد که متأسفانه در سطح عمومی، آنچنان که باید مورد پرداخت رسانه‌ها و اهالی فرهنگ و سیاست و امنیتی قرار نگرفت.

در ادامه به تعدادی از اظهارات این فرد اشاره می‌کنیم:

_ فکر براندازی نظام ایران از سوی دولت آمریکا مدت‌هاست کنار گذاشته شده است!

_در ایران «ابهام» یک فضیلت است.

_ تاریخ ما، مملو است از تبعید، حذف، ترور، خیانت و مهاجرت.

_ خودکفایی معنا ندارد.

_ در جامعه ایرانی که یکی از پرحسدترین جوامع بشری است، توانمندی‌ها و ظرفیت‌های افراد سرکوب می‌شود.

_ در زندگی اعراب، ترک‌ها و شاید مردم اندونزی، جهانبینی دینی بیشتر جاری است تا در زندگی ایرانی .

_ شخصیت ایرانی (از یک زاویه) بسیار ضعیف است _ ذهن تسلسلی، انباشتی، تدریجی و فرآیندی در میان ایرانیان بسیار ضعیف است.

یادآور می‌شود، محمود سریع‌القلم که گفته می‌شود رئیس‌جمهور روحانی بخشی از شعارهای انتخاباتی خود در سال ۹۲ و از جمله شعار «باز گرداندن احترام به پاسپورت ایرانی» را از تعالیم وی اخذ کرده است؛ در کتاب «اقتدارگرایی در عهد قاجار» نیز اشاره دارد که اسلام کسانی مثل شهید شیخ‌فضل‌الله نوری، اسلامی عقب مانده است که توانایی تطابق با لیبرالیسم بعنوان دروازه ورود به وادی پیشرفت را ندارد!

سریع‌القلم در صفحه ۱۷۴ کتاب خود صریحاً بیان می‌کند که «عنصر مهمی که در ژاپن باعث خروج از اقتدارگرایی شد، در تناقض نبودن مردمسالاری و لیبرالیسم غربی با مرام‌های فکری، فلسفی و فرهنگی ژاپن بود»!

او در کتابش چندین مرتبه اشاره می‌کند که اسلام (منظور اسلام ناب است) با لیبرالیسم کمتر از «۵ درصد»! قرائت مشترک دارد.

منبع:مشرق

 

ارسال نظر

اخبار استان
آرشیو
اخبار کشور
آرشیو