کد خبر: 3819

تاریخ خبر:

گفتگو با همسر نخستین شهیدروحانی مستقر کشور:

رمضان بهانه ای بود تا پس از هشت سال پای صحبتهای همسر نخستین شهید محراب سیستان و بلوچستان بنشینیم تا برایمان از شهید بگوید و مظلومیت آن شب.

به گزارش زاهدان‌نیوز به نقل از مهر، سرباز گمنامی در شب قدر ۲۱ رمضان ۱۳۸۶ در  مسجد امام حسن مجتبی (ع) روستای افتخار آباد خاش سیستان و بلوچستان هجرتی خونین داشت.

شهید حجت الاسلام مهدی توکلی امام جماعت مسجد امام حسن مجتبی(ع) روستای افتخار آباد خاش، در شب ۲۱ رمضان سال ۱۳۸۶ کنار منبر و محراب مسجد، قرآن به دست درحال راز و نیاز با خدای خویش به رگبار گلوگله منافقان به شهادت رسید.

روحانی شهید حجت الاسلام مهدی توکلی که با هجرت خویش، تعلیم را به تبلیغ آراست و مشق اجتهاد را با شیرازه جان تحریر کرد، مصداق واقعی عالم عامل بود، او با عمل به آیه نفر (توبه/۱۲۲) از امتحان الهی سربلند بیرون آمد و همچون شاه ولایت از محراب خون به حریم یار پرواز کرد.

دشمنان و ابرقدرت ها جهانی که بیداری و احیا جهان اسلام را عامل افول و فروپاشی پایه های قدرت پوشانی  خود دانسته و از حمله به مرزهای زمینی نا امید و مایوس شده اند، به حربه پوسیده تفرقه مذاهب روی آورده و در راستای اهداف جنگ نرم در پی قرار دادن مردم در برابر مردم هستند.

این توطئه ها به خوبی در اطرافمان نمایان است، روزی در سوریه، روزی در عراق و روزگاری به خصوص از اوایل دهه ۸۰ شمسی تا کنون در سیستان و بلوچستان، دشمنان توطئه های جدیدی را طراحی می کنند تا مردم را برابر این نظام اسلامی قرار دهند، اما غافل از آن اند به قول یکی از روحانیون استان، توطئه های آنان به سبب بصیرت مردم آب در هاون کوبیدن است.

تقویم ورق خورد و در استمرار جنایت تاسوکی، دارزین، ترورهای خود، عملیات های تروریستی، عملیاتی دیگر در راستای مظلومیت مردم این دیار رقم خورد، دشمن که از منطق بی بهره بوده و در میدان عقیده قافیه را باخته است به این بازی های کودکانه مبادرت می ورزد.

همسر شهید حجت الاسلام مهدی توکلی نخستین شهید محراب سیستان و بلوچستان می گفت: برای من شب های رمضان تکرار لحظات سخت شب های قدر ۸۶ است، من لحظه عروجش را از نزدیک لمس کردم، آن دم که در محراب مشغول راز و نیاز با پروردگار خویش بود و از عشق خالصانه اش با مولا می خواند.

مهدیه توکلی در گفتگو با خبرنگار مهر می گوید: آن زمان بود، درست هنگام قرآن به سر گذاشتن، سیاه دل شیطانی، آواز خوش او را شنید و بدون شرم از وجود من در کنارش، با رگبار حسادت و کینه ورزی، چلچراغ وجودش را خاموش کرد.

وی افزود: اکنون من مانده ام و کوله باری از خاطرات و حرف های ناگفته که آنان را درون یاس سپید می پیچم و به باد صبا می سپارم، تا تسلای دل پر دردم باشد، از وقتی شهید شد لحظه ها برایم سخت می گذرند، به خصوص آن هنگامی که دو فرزند دخترش بهانه پدر را می گیرند.

در این حین بود که بغضش ترکید و با چشم های خیس این شعر را زمزمه می کرد:

پرنده در قفس بی بال و پر بود مثال عاشقی بی پا و سر بود

چو می دانست پر می کشد، باز دمادم فکر او فکر سفر بود

عکس شهید را در بغل گرفت و لب به سخن گشود: افتخار آباد روزی به نام من افتخار خواهد کرد.

این جمله اش برایم عجیب بود، در تکمیل سخنانش گفت: زمانی که به روستای افتخار آباد شهرستان خاش رسیدیم از شهید پرسیدم چرا به اینجا افتخار آباد می گویند، مهدی جواب داد به افتخار وجودش، بعد ها متوجه این جمله شهید شدم به خصوص آن وقتی که در محراب مسجد در خون کینه و حسد غوطه ور شد و شهادتین را بر لب جاری کرد.

همسر شهید با همان لرزش صدایش ادامه می دهد: شهید با شهادت خویش افتخار این روستا و شهرستان خاش شد، در صحنه صف آرایی حق و باطل، گویی چنین مقدر گردیده است که تاریخ تکرار شود و نبرد میان نفاق خوارج و عدالت علی (ع) در پهنه اعصار و قرون استمرار یابد.

خانم توکلی افزود: در روز بیستم ماه مبارک رمضان به ایشان خبر وفات دوستش را دادند، به تنهایی چون باید برای مراسم احیا ۲۱ به افتخار آباد بر می گشت، رهسپار زاهدان شد، سفری که بسیار صحنه های عجیبی را رقم می زد و در فراقش هر کدام از اعضای خانواده که به یاد این شهید افتادند، خاطرات آن روز را مرور کرده و اشک می ریزند.

مهدیه توکلی درباره آن روز چنین می گوید: شهید در مراسم تشییع جنازه دوستش، با همه اقوام خود و خانواده من دیدار می کند، میکروفن را گرفته و با سوز وصف ناشدنی شروع به مداحی می کند، بر سر قبر دوستش می رسد قبل از گذاشتن در قبر خطاب به دوست صمیمی اش می گوید: برای منم دعا کن به زودی پیش تو بیایم.

وی گفت: صبح روز ۲۰ رمضان سریعا به خاش برگشت و پس از رفع مشکل یکی از اهالی روستای افتخار آباد در خاش، قبل از اذان ظهر به روستا بازگشت و نماز ظهر را در مسجد اقامه کرد و به سبب بی حالی اش تا اذان مغرب در مسجد ماند.

همسر شهید گفت: بعد از اقامه نماز مغرب و عشا، برای افطار، بنا به دعوت یکی از اهالی مسجد، راهی منزل آنان شده و گفتند که همراه اهالی روستا به مسجد بر می گردد.

وی با تشریح آن شب گفت: شب عاشقی در ۲۱ رمضان شروع شد، تلاوت قرآن، دعای مجیر، جوشن، سخنرانی و سرآخر آیین قرآن به سر گذاشتن، مشغول تلاوت آیه هایی از قرآن بود که صدای موتوری، اهالی مسجد را به طرف خود مشغول کرد، دو نفر وارد مسجد شدند، شهید به رسم ادب به پیشوازشان رفت چند قدمی بر نداشته بود که رگبار گلوله به طرف شهید شلیک شد و قاتلان بعد از شهادت رساندن شهید متواری شدند، مهدی در شب ۲۱ رمضان در محراب عبادت قرآن به دست جام شهادت را نوشید، خوشا به سعادتش.

 

شهید توکلی

به گزارش خبرنگار مهر، شهیدحجت الاسلام مهدی توکلی امام جماعت مسجد امام  حسن مجتبی روستای افتخار آباد خاش که  در شب ۲۱ رمضان سال ۱۳۸۶ کنار منبر مسجد، قرآن به دست در حال راز و نیاز با خدای خویش به رگبار گلوگله منافقان به شهادت رسید.

مهدی توکلی در مهرماه  سال ۱۳۵۷ در روستای تیمور آباد بخش شیب آباد در شهرستان زابل در خانواده ای مذهبی و پر جمعیت به دنیا آمدند، پدر بزرگوار ایشان کشاورز  و مادر خانه دار بود، از همان زمان کودکی در کنار تحصیل کنار دست پدر در کشاورزی نیز مشغول بود و پا به پای پدر کار می کرد.

دوران ابتدایی را در روستای اسماعیل قنبر و راهنمایی را درمدرسه ۱۷ شهریور روستای تیمور آباد سیستان به پایان رساند، با توجه به داشتن روحیه مذهبی بعد از اتمام  دوران راهنمایی به دلیل علاقه خاص به مذهب، رهسپار حوزه علمیه شد و چهار سال از زندگی اش را در حوزه علمیه شهرستان زابل گذراند.

در سال ۱۳۸۳ پس از طی یک دوره در حوزه علمیه امام جعفر صادق(ع) زاهدان همراه با همسرش که دختر عمویش نیز می شد، جهت ادامه  تحصیل رهسپار قم شد.

در دوران فراغت همواره رهپسار سیستان و بلوچستان می شد تا در روستاها و نقاط محروم به کار تبلیغ دین بپردازد که در همین گذر جام شهادت را نوشید.

ارسال نظر

اخبار استان
آرشیو
اخبار کشور
آرشیو