کد خبر: 1505

تاریخ خبر:

شهید انفجار پیشین، شهادت خود را پیش‌بینی کرده بود

دل‌نوشته‌های شهید اسدی: ای کاش جمله ایاک نعبد و ایاک نستعین به اجابت می‌رسید و به اهدنا الصراط المستقیم هدایت می‌شدیم؛ ای کاش در این راه پنجره‌ای به آسمان باز می‌شد و حاج قاسم میرحسینی و برادران شهیدم را می‌دیدم و آنها دست مرا می‌گرفتند

به گزارش زاهدان‌نیوز، شهید حسین اسدی‌ خانوكی از شهدایی است که در کنار شهید شوشتری و در انفجار پیشین دعوت حق را لبیک گفت و کلید شهادت را همان‌طور که در نوشته‌هایش بدان اشاره کرده بود در سیستان و بلوچستان یافت.

وی در مسئولیت‌های متعددی در ستاد منطقه 6 سابق سپاه و لشكر 41 ثارالله در زمان جنگ و بعد از آن خالصانه خدمت كرد، از جمله مسئولیت‌های وی می‌توان به مسئول دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در لشكر 41 ثارالله و همچنین مسئول دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در قرارگاه قدس و معاون تبلیغات و روابط عمومی قرارگاه قدس اشاره كرد و در این مدت به عنوان سرباز فداكار ولایت در عرصه‌های فرهنگی خدمات ارزشمندی از خود به جای گذاشت

با آغاز ناامنی‌ها در منطقه شرق كشور و شروع ماموریت قرارگاه قدس، حضور مشتاقانه وی در این مناطق برگ دیگری از دفتر زندگی وی به ثبت رسید و توانست با حضور خود و استقرار خانواده در شهر زاهدان به حمایت از انقلاب و ایجاد وحدت بین برادران شیعه و سنی گامی موثر برای دفاع از حكومت اسلامی بر دارد و تا اینكه در اوایل طلوع 26 مهر ماه 1388 دعوت حق را لبیك گفت و به شرف شهادت نائل آمد.

گروه تلویزیونی" از آسمان" درباره سیره این شهید بزرگوار ویژه‌برنامه‌ای را تولید کرده که روز جمعه 14 آذرماه از شبکه دو سیما پخش شد. در این مستند به سوابق این شهید بزرگوار و خاطرات اطرافیانش از وی پرداخته می‌شود.

مهم‌ترین قسمت این مستند قرائت بخشی از دست‌نوشته‌های شهید توسط دختر ایشان است که در آنجا شهید اسدی چند روز قبل از شهادتش از خدا خواسته بود که توفیق شهادت را نصیبش کند، متن این نوشته به شرح ذیل است:

"بسمه تعالی

چند روز پیش سردار مارانی در جلسه‌ای خبر داد و گفت امنیت جنوب شرق به سپاه واگذار شده. از آن ساعت پیش خودم گفتم، (آیا) می‌شود در راه زاهدان کلید پیدا شود و ما به زاهدان برسیم؟ ای کاش آن گوهر کمیاب به دست بنده بدی مثل حقیر سراپا تقصیر می‌افتاد؛ ای کاش جمله ایاک نعبد و ایاک نستعین به اجابت می‌رسید و به اهدنا الصراط المستقیم هدایت می‌شدیم؛ ای کاش در این راه پنجره‌ای به آسمان باز می‌شد و حاج قاسم میرحسینی و برادران شهیدم را می‌دیدم و آنها دست مرا می‌گرفتند؛ ای کاش خدا از این بنده سراپاتقصیر چند قطره خون را قبول می‌کرد و ما فقط یدک‌کش اسم حسین(ع) نبودیم و مثل او و در راه او و همراه او با سر و رویی خونین وارد محشر می‌شدیم و در صف شهیدان قرار می‌گرفتیم"

لینک دانلود

ارسال نظر

اخبار استان
آرشیو
اخبار کشور
آرشیو