کد خبر: 178

تاریخ خبر:

شاید وقتی که به جهادی می آییم انگیزه و یا نیرویی درونی ما را به حضور فرا می خواند،احساس تکلیف و شوق حضور در عرصه جهادی و یا هر چیزی آن را می توان نامید

به گزارش زاهدان نیوز، پایگاه جهادی پرس طی یادداشتی از اردوی جهادی و جهادیِ درون نوشت:

روایتی خواندنی از جهادی درون در ادامه مطلب...

به نام خالق یکتا

سلام. من روح جهادی درون هستم! یک چیزی شبیه کودک درون و از این حرفا. امان از درون آدم ها! فردی معتقد بود که آدم ها علاوه بر کودک درون خر درون هم دارند که در همین لحظه ندایی از درون بلند شد که جیگرم!جیگرم! جیگرم!!

بگذریم، همه چیز از همین جا شروع می شود، یک روز خبرت می کنند که آی فلانی قرار است فلان گروه جهادی اردویی برگزار کند، تو نمی آیی؟؟ در همین لحظه است که من بر درونت غلبه می کنم! حتی اینجا کودک درونت هم با من همکاری می کند بسیار بیشتر از سایر چیزهای درونت، آخر این جور کارها حس و حال و دل کودکانه هم می خواهد. کدام آدم بزرگی را سراغ داری که تعطیلات عیدش را به جای تفریح و سفر و گذراندن با خانواده و دوستان و آجیل و گردش بیاید به فلان روستای فلان جای کشور؟! و یا کدام آدم بزرگی را دیده ای که حاضر باشد بدون هیچ مزد و پاداش و یا از سر مجبوری بیاید و فرغون بردارد و بیل بزند و بلوک جابه جا کند؟! تازه اگر خوب هم انجام ندهد در حالی که افتخاری آن را انجام داده اما توبیخ هم بشود، کدام آدم بزرگی این کار را می کند آخر؟!

می گفتم! یک روز مثل همه ی روزهای دیگر سال بدون هیچ دلیل خاصی به سمت کار جهادیو این مسایل می روی شک نکن روح جهادی درون بر تو غلبه کرده است و الا من که روح جهادی درونم و به همه ی ابعاد جهادی اشراف  دارم و می دانم که در این راه سرزنش ها می کند خار مغیلان و تو نباید غم بخوری، در این راه سختی ها می بینی و باید تحمل کنی! البته گاهی بعضی افراد در رودربایستی قرار می گیرند و می آیند، بگذار خیالت را راحت کنم که من (روح جهادی درون) و رودربایستی با هم فامیلیم! آیا تا به حال به نقاط اشتراک فعالیت جهادی و فعالیت از سر رودبایستی توجه نکرده ای؟؟ بهتر است این طور بگویم که انجام یک کار از سر رودربایستی با نیت قربه الی الله می شود یک کار جهادی برای خودش!!

حالا سوای از انگیزه های جهادی! به راستی که اگر من همان روح جهادی درون تو نبودم، چگونه می شد افرادی که حتی پتویشان را از صبح تا شب جمع نمی کنند و مصداق این جمله اند که ما از رختخوابیم و به رختخواب بر می گردیم!! به ناگاه وارد اردوی جهادی شده و از نماز جماعت صبح و ورزش صبحگاهی گرفته تا پیاده روی های طولانی برای رسیدن به محل کار و ساعت ها کار کردن بدون انتظار حتی یک میان وعده خشک و خالی و ساقه طلایی! را بدون خمی بر ابرو انجام دهند؟!!

روح جهادی درون هستم و کارم را خوب بلدم البته اگر سرکوب نشوم. گاهی این گونه وارد عمل می شوم و به تو می گویم آخر فلانی این هم زندگی شد که تو داری؟ صبح تا شب گرفتار تلویزیون و کامپیوتر و فیلم و سریال و اینترنت و فلان و فلانی، چه می شود که چند روز، تنها چند روز را بزنیو بروی از این شهر و از این روزمرگی فرار کنی؟ بروی دلت را صفا بدهی، خودت را در سفر با خودت بهتر بشناسی! و تو هم که گمان می کنی سوار ماشین می شوی و می روی به منطقه و بیل و فرغونت را برمی داری و در حالی که هوا ابریست ولی تیره و تار نیست و باد خوش بهاری هم می وزد و احساس ایستادن بر فراز گندم زاری طلایی و در خلوت را داری اما ناگهان می بینی که پشت فلان وانت مربوط به پنجاه سال پیش نشسته ای و در کنار تو حداقل بیست نفر دیگر هم هستند و داری از جاده ای بر روی یک کوه بالا می روی که بر نصفش کوه ریزش کرده و طرف دیگرش هم دره ای عمیق تو را به خود جذب می کند و در حالی که داری قلبت را با آب دهان قورت می دهی که بیرون نپرد، ناگهان باران شدیدی شروع به ریزش می کند و در همین حال من (روح جهادی درون) تو را در بر می گیرم و تو بارانی ات را می دهی به دوستت!!

من اما کمرنگ هم می شوم و جایم را به چیزهایی می دهم که خیلی درونی نیستند و بیشتر بیرونی اند، جایم را مادی نگری، روزمرگی، افسردگی و ... می گیرند و اگر در این بین خودت را حفظ نکنی در خطر انقراض قرار می گیرم و این طور نیست که یونسکو اعتراض کند که فلانی روح جهادی درونت را داری منقرض می کنی و یا شورای امنیت قطعنامه تصویب کند و یا عده ای همایش یا راهپیمایی خودجوش! برگزار کنند و تو را به خودت آورند. روح جهادی ات را از دست می دهی و روح دنیایی ات می ماند، جمعه درونت می ماند و تعطیل!!

اما تویی که نوروزت را با مردم محروم روستاها گذراندی، تویی که کم خوابیدی، کم خوردی، کم خودت بودی و بیشتر برای دیگران و خدا بودی، تویی که ساعت ها زیر آفتاب بودن را تحمل کردی، من به این راحتی تو را رها نمی کنم قدر خود را بدان که قدر تو را می دانم دوست جهادی... من دیگه حرفی ندارم!!

نویسنده: احسان قادری

ارسال نظر

اخبار استان
آرشیو
اخبار کشور
آرشیو